فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Balky

American: ˈbɔːki British: ˈbɔːki
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun adjective
    طفره‌رو، امتناعی
    • - If the Congress gets balky ...
    • - اگر کنگره لجاجت کند ...
    • - a balky mule
    • - یک قاطر چموش
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد balky

  1. adjective uncooperative
    Synonyms: averse, contrary, hesitant, immovable, indisposed, inflexible, intractable, loath, negative, negativistic, obstinate, ornery, perverse, reluctant, stubborn, unbending, unmanageable, unpredictable, unruly
    Antonyms: cooperative

ارجاع به لغت balky

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «balky» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/balky

لغات نزدیک balky

پیشنهاد بهبود معانی