همچنین میتوان از loth و loathe بهجای loath استفاده کرد.
بیمیل، بیزار، بیرغبت، متنفر، بیتمایل
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I am loath to admit my mistake.
من از اعتراف به اشتباهم متنفر هستم.
He is loath to trust strangers.
او از اعتماد به غریبهها بیزار است.
She seemed loath to speak about the incident.
به نظر میرسید که او از صحبت کردن دربارهی حادثه بیمیل است.
to be loath to depart
نسبت به رفتن بیمیل بودن
نه با بیمیلی، بامیل، به دلخواه
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «loath» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/loath