آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Cooperative

      koʊˈɑːpərət̬ɪv kəʊˈɒprətɪv

      شکل جمع:

      cooperatives

      صفت تفضیلی:

      more cooperative

      صفت عالی:

      most cooperative

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی co-operative است.

      معنی cooperative | جمله با cooperative

      adjective C1

      (نشان دادن تمایل به فعالیت یا کار با سازمان/شخصی دیگر برای رسیدن به یک هدف و آرمان مشترک) علاقه‌مند به همکاری، مایل به همکاری، اهل همکاری، همکاری‌طلب، مشارکت‌جو

      He went voluntarily and was very co-operative.

      داوطلبانه رفت و خیلی علاقه‌مند به همکاری بود.

      co-operative neighbors

      همسایگان مایل به همکاری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      his cooperative attitude

      نگرش مشارکت‌جوی او

      adjective

      مشارکتی، شراکتی، تعاونی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      cooperative business

      کسب‌وکار مشارکتی

      cooperative society

      انجمن تعاونی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a co-operative apartment

      آپارتمان شراکتی

      a cooperative store

      فروشگاه تعاونی

      noun countable

      سازمان/شرکت تعاونی

      workers' cooperatives

      تعاونی‌های کارگران

      a farmers’ cooperative

      تعاونی کشاورزان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the expansion of rural cooperatives in Iran

      گسترش تعاونی‌های روستایی در ایران

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cooperative

      1. adjective joint, unified
        Synonyms:
        common combined united shared agreeing joining collaborative collective coordinated harmonious participating team concerted reciprocal interdependent collaborating concurring collegial synergic synergetic coactive coacting coadjuvant coefficient hand in glove in league symbiotic collusive
        Antonyms:
        separate divided disunited uncooperative disjoint uncoordinated disobliging
      1. adjective helpful
        Synonyms:
        useful helpful supportive accommodating obliging responsive companionable
        Antonyms:
        unhelpful uncooperative unsupportive hurting hindering preventing disobliging encumbering

      لغات هم‌خانواده cooperative

      noun
      cooperation, cooperative
      adjective
      cooperative
      verb - intransitive
      cooperate
      adverb
      cooperatively

      سوال‌های رایج cooperative

      شکل جمع cooperative چی میشه؟

      شکل جمع cooperative در زبان انگلیسی cooperatives است.

      صفت تفضیلی cooperative چی میشه؟

      صفت تفضیلی cooperative در زبان انگلیسی more cooperative است.

      صفت عالی cooperative چی میشه؟

      صفت عالی cooperative در زبان انگلیسی most cooperative است.

      ارجاع به لغت cooperative

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cooperative» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cooperative

      لغات نزدیک cooperative

      • - cooperate
      • - cooperation
      • - cooperative
      • - cooperatively
      • - cooperator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.