ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cooperate

koʊˈɑːpəreɪt kəʊˈɒpəreɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cooperated
  • شکل سوم:

    cooperated
  • سوم شخص مفرد:

    cooperates
  • وجه وصفی حال:

    cooperating

توضیحات

حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی co-operate است.

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • verb - intransitive B2
    (برای یک هدف خاص) همکاری کردن، همیاری کردن، با هم کار کردن، همدستی کردن
    • - If everyone cooperates, we will succeed.
    • - اگر همه همکاری کنند، موفق خواهیم شد.
    • - We intend to co-operate fully with the police.
    • - ما در نظر داریم با پلیس کاملاً همکاری کنیم.
    • - He refused to cooperate.
    • - حاضر به همکاری نشد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cooperate

  1. verb aid, assist
    Synonyms: abet, advance, agree, back up, band, befriend, be in cahoots, chip in, coadjute, coincide, collaborate, combine, comply with, concert, concur, conduce, conspire, contribute, coordinate, espouse, forward, further, go along with, help, join forces, join in, league, lend a hand, participate, partner, pitch in, play ball, pool resources, pull together, second, share in, show willingness, side with, stick together, succor, take part, unite, uphold, work side by side, work together
    Antonyms: block, delay, disturb, encumber, handicap, hinder, impede, obstruct, prevent, stop
  2. adjective assisting
    Synonyms: agreeing, collaborating, cooperative, helping

لغات هم‌خانواده cooperate

ارجاع به لغت cooperate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cooperate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cooperate

لغات نزدیک cooperate

پیشنهاد بهبود معانی