گذشتهی ساده:
participatedشکل سوم:
participatedسومشخص مفرد:
participatesوجه وصفی حال:
participatingشرکت کردن یا شدن، مشارکت کردن یا داشتن
Research indicates that individuals who regularly participate in volunteer activities often report higher levels of life satisfaction.
تحقیقات نشان میدهد افرادی که بهطور منظم در فعالیتهای داوطلبانه شرکت میکنند، اغلب سطوح بالاتری از رضایت از زندگی را گزارش میدهند.
Students are encouraged to actively participate in class discussions to enhance their understanding of complex topics.
دانشآموزان تشویق میشوند تا فعالانه در بحثهای کلاسی مشارکت کنند تا درک خود را از موضوعات پیچیده افزایش دهند.
It is mandatory for all employees to participate in the annual safety training session to ensure compliance with company regulations.
شرکت کردن تمامی کارمندان در جلسهی آموزشی ایمنی سالانه برای اطمینان از رعایت مقررات شرکت الزامی است.
He too participated in our discussions.
او هم در گفتوگوهای ما شرکت کرد.
Her participation in the activities of the club.
شرکت او در فعالیتهای باشگاه.
سهیم شدن، همراه شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The research team will participate in a collaborative study investigating the effects of climate change on marine ecosystems.
تیم تحقیقاتی در یک مطالعهی مشترک که به بررسی اثرات تغییر اقلیم بر اکوسیستمهای دریایی میپردازد، سهیم خواهد شد.
Many scholars participate in interdisciplinary conferences to share their findings and foster new collaborations.
بسیاری از محققان در کنفرانسهای بینرشتهای سهیم میشوند تا یافتههای خود را به اشتراک بگذارند و همکاریهای جدیدی را تقویت کنند.
I always try to participate in community clean-up days to help improve our neighborhood.
من همیشه سعی میکنم در روزهای پاکسازی جامعه سهیم شوم تا به بهبود محلهمان کمک کنم.
وجه وصفی حال participate در زبان انگلیسی participating است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «participate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/participate