آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

      Participate

      pɑːrˈtɪsəpeɪt pɑːˈtɪsəpeɪt

      گذشته‌ی ساده:

      participated

      شکل سوم:

      participated

      سوم‌شخص مفرد:

      participates

      وجه وصفی حال:

      participating

      معنی participate | جمله با participate

      verb - intransitive verb - transitive B2

      شرکت کردن یا شدن، مشارکت کردن یا داشتن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Research indicates that individuals who regularly participate in volunteer activities often report higher levels of life satisfaction.

      تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که به‌طور منظم در فعالیت‌های داوطلبانه شرکت می‌کنند، اغلب سطوح بالاتری از رضایت از زندگی را گزارش می‌دهند.

      Students are encouraged to actively participate in class discussions to enhance their understanding of complex topics.

      دانش‌آموزان تشویق می‌شوند تا فعالانه در بحث‌های کلاسی مشارکت کنند تا درک خود را از موضوعات پیچیده افزایش دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is mandatory for all employees to participate in the annual safety training session to ensure compliance with company regulations.

      شرکت کردن تمامی کارمندان در جلسه‌ی آموزشی ایمنی سالانه برای اطمینان از رعایت مقررات شرکت الزامی است.

      He too participated in our discussions.

      او هم در گفت‌وگوهای ما شرکت کرد.

      Her participation in the activities of the club.

      شرکت او در فعالیت‌های باشگاه.

      verb - intransitive B2

      سهیم شدن، همراه شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The research team will participate in a collaborative study investigating the effects of climate change on marine ecosystems.

      تیم تحقیقاتی در یک مطالعه‌ی مشترک که به بررسی اثرات تغییر اقلیم بر اکوسیستم‌های دریایی می‌پردازد، سهیم خواهد شد.

      Many scholars participate in interdisciplinary conferences to share their findings and foster new collaborations.

      بسیاری از محققان در کنفرانس‌های بین‌رشته‌ای سهیم می‌شوند تا یافته‌های خود را به اشتراک بگذارند و همکاری‌های جدیدی را تقویت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I always try to participate in community clean-up days to help improve our neighborhood.

      من همیشه سعی می‌کنم در روزهای پاک‌سازی جامعه سهیم شوم تا به بهبود محله‌مان کمک کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد participate

      1. verb take part in activity
        Synonyms:
        engage in join in take part compete cooperate share engage play enter into partake associate with aid lend a hand concur strive chip in get in on be a participant have a hand in be a party to get in on the act have to do with be into go into take an interest in sit in on come in sit in tune in perform
        Antonyms:
        watch observe

      لغات هم‌خانواده participate

      noun
      participation, participant
      verb - transitive
      participate

      سوال‌های رایج participate

      وجه وصفی حال participate چی میشه؟

      وجه وصفی حال participate در زبان انگلیسی participating است.

      ارجاع به لغت participate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «participate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/participate

      لغات نزدیک participate

      • - particeps criminis
      • - participant
      • - participate
      • - participating
      • - participation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.