گذشتهی ساده:
sharedشکل سوم:
sharedسومشخص مفرد:
sharesوجه وصفی حال:
sharingشکل جمع:
sharesشبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتن، پست کردن، منتشر کردن
They shared the news on multiple social media platforms.
آنها خبر را در چندین شبکهی اجتماعی منتشر کردند.
The research findings, when shared globally, have the potential to significantly impact public health policies.
یافتههای پژوهش هنگامی که در سطح جهانی به اشتراک گذاشته شوند، پتانسیل تأثیرگذاری قابل توجهی بر سیاستهای بهداشت عمومی دارند.
He shared a video of the concert with his friends.
او ویدئوی کنسرت را با دوستانش به اشتراک گذاشت.
شریک شدن، سهیم شدن، استفادهی مشترک داشتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
My brother and I shared a room.
من و برادرم یک اتاق داشتیم (در یک اتاق سهیم شدیم).
In many communal living arrangements, residents often share common facilities such as kitchens and laundry rooms to optimize resource utilization.
در بسیاری از ترتیبات زندگی اشتراکی، ساکنان اغلب امکانات مشترکی مانند آشپزخانه و رختشویخانه را برای بهینهسازی استفاده از منابع شریک میشوند.
He had forgotten his pen, so we shared mine.
قلمش را فراموش کرده بود؛ بنابراین شریکی از قلم من استفاده کردیم.
تقسیم کردن، سهیم کردن، شریک کردن، قسمت کردن (اموال، پول، غذا و...)
He shared his estate among his children.
اموال خود را میان فرزندانش قسمت کرد.
Research indicates that effective resource management strategies often require different departments to share budgetary allocations to achieve overarching institutional objectives.
تحقیقات نشان میدهد که استراتژیهای مدیریت منابع مؤثر اغلب نیازمند آن هستند که بخشهای مختلف تخصیص بودجه را تقسیم کنند تا به اهداف کلی سازمانی دست یابند.
We shared the cost of the taxi between the three of us.
هزینهی تاکسی را بین سه نفرمان تقسیم کردیم.
تقسیم کردن، با هم انجام دادن (کارها و وظایف)
They shared the teaching duties during the semester.
آنها وظایف تدریس را درطول ترم با هم انجام دادند.
Effective resource management often requires nations to share responsibilities for global environmental protection.
مدیریت مؤثر منابع اغلب مستلزم آن است که کشورها مسئولیتهای حفاظت از محیطزیست جهانی را تقسیم کنند.
He shared the responsibility for organizing the event with his colleague.
او مسئولیت سازماندهی رویداد را با همکارش تقسیم کرد.
مشترک داشتن، شریک بودن، برخوردار بودن، دارای وجه مشترک بودن، سهیم بودن (در تجربه، احساس و...)
She and I share many memories.
من و او خاطرات مشترک فراوانی داریم.
It's nice to share a laugh with friends after a long day.
خوب است که بعداز یک روز طولانی با دوستان بخندیم (خنده را با هم سهیم باشیم).
the glories and defeats that we Iranians share
افتخارات و شکستهایی که ما ایرانیان در آن سهیم هستیم
به اشتراک گذاشتن، مطرح کردن، بازگو کردن، در میان گذاشتن
He shared his feelings honestly with his friend.
او احساساتش را صادقانه با دوستش مطرح کرد.
The research findings presented at the conference share significant implications for sustainable urban development.
یافتههای پژوهشی ارائهشده در کنفرانس، پیامدهای مهمی برای توسعهی پایدار شهری را مطرح میکنند.
She shared her ideas about the project with the team.
او ایدههایش دربارهی پروژه را با اعضای تیم در میان گذاشت.
سهم، قسمت، بخش
I will only pay my own share.
من فقط سهم خودم را میپردازم.
The equitable distribution of resources ensures that every citizen receives their fair share of essential services.
توزیع منصف منابع تضمین میکند که هر شهروند سهم عادلانهی خود را از خدمات ضروری دریافت کند.
Each player received a share of the prize money.
هر بازیکن، بخشی از جایزه را دریافت کرد.
his share of his father's estate
سهم او از اموال پدرش
a share of the food
بخشی از غذا
سهم، قسمت، بخش (از کار، مسئولیت، وظیفه و...)
A share of the responsibility for this accident falls on him.
بخشی از مسئولیت این حادثه متوجه اوست.
In collaborative research, it is imperative that every team member contributes their share to the experimental design and data analysis phases.
در تحقیقات مشترک ضروری است که هر عضو تیم سهم خود را در مراحل طراحی تجربی و تجزیهوتحلیل دادهها مشارکت دهد.
We all have a share in making this event successful.
همهی ما سهمی در موفقیت این رویداد داریم.
What share did luck have in his success?
نقش شانس در موفقیت او چه بود؟
اقتصاد سهم (بخشی از مالکیت)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
She decided to buy a share in the new startup company, hoping for future profits.
او تصمیم گرفت سهمی در شرکت نوپای جدید بخرد، به امید سودهای آتی.
The economic implications of increasing a nation's export share in global markets are substantial, often leading to enhanced GDP growth.
پیامدهای اقتصادی افزایش سهم صادرات یک کشور در بازارهای جهانی قابل توجه است و اغلب منجر به رشد تولید ناخالص داخلی میشود.
I sold my shares in this company.
سهام خود را در این شرکت فروختم.
Investing in shares can be risky but profitable.
سرمایهگذاری در سهام میتواند پرریسک اما سودآور باشد.
شبکههای اجتماعی بهاشتراکگذاری
He tracked the number of shares his blog received.
او تعداد بهاشتراکگذاریهای بلاگ خود را پیگیری کرد.
While the immediate 'share' of news articles can foster public discourse, it also presents challenges regarding the verification of factual accuracy.
درحالیکه بهاشتراکگذاری فوری مقالات خبری میتواند گفتمان عمومی را تقویت کند، اما چالشهایی را نیز در خصوص تأیید صحت واقعیتها ایجاد میکند.
Encourage readers to give your content a share online.
خوانندگان را تشویق کنید که محتوای شما را بهصورت آنلاین به اشتراک بگذارند.
مشترکاً از چیزی استفاده کردن، با هم خوردن، با هم در چیزی سهیم بودن
شریک شدن، شریکی انجام دادن
با مشارکت در سود و زیان
share a secret (with somebody)
رازی را (با کسی) در میان گذاشتن
در چیزی سهیم بودن
نظر خود را به اشتراک گذاشتن، همنظر بودن
با نظر کسی در مورد ... موافق بودن، در مورد ... همعقیده بودن
هم سلیقه بودن، در چیزی هم ذائقه/هم عقیده بودن
هم عقیده بودن، دیدگاه مشترک داشتن
سهم بازار
کار نیمهوقت مشترک داشتن، تقسیم کردن یک شغل تماموقت (بین دو نفر)
قیمت سهام نوسان دارد
با سهم متساوی
بخش عمدهی چیزی
گذشتهی ساده share در زبان انگلیسی shared است.
شکل سوم share در زبان انگلیسی shared است.
شکل جمع share در زبان انگلیسی shares است.
وجه وصفی حال share در زبان انگلیسی sharing است.
سومشخص مفرد share در زبان انگلیسی shares است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «share» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/share