آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Dose

      doʊs dəʊs

      گذشته‌ی ساده:

      dosed

      شکل سوم:

      dosed

      سوم‌شخص مفرد:

      doses

      وجه وصفی حال:

      dosing

      شکل جمع:

      doses

      معنی dose | جمله با dose

      noun verb - transitive countable B2

      خوراک دوا یا شربت، مقدار دوا، دوا دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      This medicine is lethal in excessive doses.

      این دارو به میزان زیاده از حد مهلک است.

      She refused to take her daily dose of medicine.

      او از خوردن دارویی که برای هر روز تجویز شده بود، خودداری کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The students were given a heavy dose of dry, theoretical material.

      به شاگردان مقدار زیادی مواد درسی خشک و نظری می‌دادند.

      They are given heavy doses of propaganda.

      مقادیر زیادی تبلیغات به خورد آن‌ها می‌دهند.

      Feverish patients were dosed with quinine.

      به بیماران تب‌دار کنین می‌دادند.

      He is forever dosing and getting worse too.

      او همیشه دارو می‌خورد و حالش هم بدتر می‌شود.

      The doctor dosed her up with drugs.

      دکتر داروهای زیادی به او خوراند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dose

      1. noun portion of drug or other consumable
        Synonyms:
        quantity portion share lot measure dosage application prescription fix shot measurement draught potion slug hit nip dram spoonful

      Phrasal verbs

      dose (someone) up

      مقدار زیادی دارو دادن به، دارو بستن به

      سوال‌های رایج dose

      گذشته‌ی ساده dose چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dose در زبان انگلیسی dosed است.

      شکل سوم dose چی میشه؟

      شکل سوم dose در زبان انگلیسی dosed است.

      شکل جمع dose چی میشه؟

      شکل جمع dose در زبان انگلیسی doses است.

      وجه وصفی حال dose چی میشه؟

      وجه وصفی حال dose در زبان انگلیسی dosing است.

      سوم‌شخص مفرد dose چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dose در زبان انگلیسی doses است.

      ارجاع به لغت dose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dose

      لغات نزدیک dose

      • - dos-à-dos
      • - dosage
      • - dose
      • - dose (someone) up
      • - dosimeter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.