آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Measurement

ˈmeʒərmənt ˈmeʒəmənt

شکل جمع:

measurements

معنی measurement | جمله با measurement

noun countable uncountable C2

اندازه‌گیری، سنجش

The scientist used a precise measurement to determine the temperature of the liquid.

دانشمند از اندازه‌گیری دقیقی برای تعیین دمای مایع استفاده کرد.

The accuracy of the measurement was crucial in determining the success of the experiment.

صحت اندازه‌گیری برای تعیین موفقیت آزمایش بسیار مهم بود.

noun countable

اندازه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

Write down the measurements of the box.

اندازه‌ی جعبه را بنویسید.

My waist measurement is 32 inches.

اندازه‌ی دور کمر من 32 اینچ است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد measurement

لغات هم‌خانواده measurement

سوال‌های رایج measurement

شکل جمع measurement چی میشه؟

شکل جمع measurement در زبان انگلیسی measurements است.

ارجاع به لغت measurement

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «measurement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/measurement

لغات نزدیک measurement

پیشنهاد بهبود معانی