آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Distance

      ˈdɪstəns ˈdɪstəns

      گذشته‌ی ساده:

      distanced

      شکل سوم:

      distanced

      سوم‌شخص مفرد:

      distances

      وجه وصفی حال:

      distancing

      شکل جمع:

      distances

      معنی distance | جمله با distance

      noun countable B1

      مسافت، فاصله، دوری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The distance between our house and the supermarket makes it difficult to walk there.

      دوری منزل ما از فروشگاه پیاده رفتن به آنجا را مشکل می‌کند.

      What is the distance between Tehran and Isfahan?

      فاصله‌ی بین تهران و اصفهان چقدر است؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The road is paved for a distance of 150 kilometers.

      راه به مسافت 150 کیلومتر آسفالته است.

      the distance between birth and death

      مدت زمان بین تولد و مرگ

      at a distance of fifty years

      به فاصله‌ی پنجاه سال

      With the passing of time, a distance grew between the two friends.

      با گذشت زمان رابطه‌ی آن دو دوست به سردی گرایید.

      Does her distance have anything to do with what I said?

      آیا سردی او به واسطه‌ی حرفی است که من زده‌ام؟

      the distance between wealth and poverty

      فاصله‌ی بین ثروت و فقر

      away in the distance

      در جایی دور دست

      At this distance we cannot know much about Neanderthal man.

      به واسطه‌ی فاصله‌ی زمانی زیاد نمی‌توانیم اطلاعات زیادی درباره‌ی انسان نئاندرتال داشته باشیم.

      shaded distances

      دورنماهای پرسایه

      verb - transitive

      دور کردن، دور نگاه داشتن، پشت سر گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He tries to distance himself from contemporary politics.

      او می‌کوشد خود را از سیاست‌های روز برکنار نگه دارد.

      They were hoping to distance the police car that was chasing them.

      آنان امیدوار بودند که ماشین پلیس را که در تعقیب آن‌ها بود، پشت سر بگذارند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد distance

      1. noun interval, range
        Synonyms:
        space gap reach extent scope span range length size breadth width area extension stretch compass amplitude expanse spread sweep radius orbit horizon sky separation remove remoteness lapse way bit ambit farness good ways far piece country mile outskirts outpost provinces hinterland purlieu purview objective heavens
      1. noun aloofness
        Synonyms:
        coldness coolness reserve restraint stiffness frigidity
        Antonyms:
        warmth friendliness affection sympathy
      1. verb dissociate oneself; leave behind
        Synonyms:
        separate oneself pass outdo outstrip outpace outrun break away from the pack put in proportion
        Antonyms:
        associate be friendly go to

      Collocations

      at a distance

      از دور، با فاصله

      distance glasses

      عینک صحرایی، عینک دورنما

      Idioms

      go the distance

      (به‌ویژه در ورزش و مسابقه) تا آخر دوام آوردن، تا آخر مسابقات شرکت کردن، سنگ تمام گذاشتن

      keep at a distance

      با سردی رفتار کردن با، روی خوش نشان ندادن

      keep one's distance

      فاصله گرفتن از، احتراز کردن، دوری کردن از

      لغات هم‌خانواده distance

      noun
      distance
      adjective
      distant
      verb - transitive
      distance
      adverb
      distantly

      سوال‌های رایج distance

      گذشته‌ی ساده distance چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده distance در زبان انگلیسی distanced است.

      شکل سوم distance چی میشه؟

      شکل سوم distance در زبان انگلیسی distanced است.

      شکل جمع distance چی میشه؟

      شکل جمع distance در زبان انگلیسی distances است.

      وجه وصفی حال distance چی میشه؟

      وجه وصفی حال distance در زبان انگلیسی distancing است.

      سوم‌شخص مفرد distance چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد distance در زبان انگلیسی distances است.

      ارجاع به لغت distance

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «distance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/distance

      لغات نزدیک distance

      • - distain
      • - distal
      • - distance
      • - distance glasses
      • - distant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.