آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴

      Extent

      ɪkˈstent ɪkˈstent

      معنی extent | جمله با extent

      noun singular uncountable B2

      وسعت، اندازه، میزان، حد، گستره، دامنه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      He expanded his empire to its largest extent.

      او امپراطوری خود را به بیشترین حد خود گسترش داد.

      The full extent of the damages sustained is not yet known.

      میزان دقیق آسیب‌های وارده هنوز تعیین نشده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We will benefit from free trade to the same extent as the Koreans do.

      ما به اندازه‌ی کره‌ای‌ها از تجارت آزاد بهره خواهیم برد.

      I don't know to what extent he is aware of this.

      نمی‌دانم تا چه حد به این موضوع آگاهی دارد.

      Her health deteriorated to such an extent that she had to be hospitalized.

      سلامتی‌اش به حدی تحلیل رفت که لازم شد در بیمارستان بستری‌ شود.

      We will defend our rights even to the extent of giving our lives.

      ما حتی به قمیت از دست دادن جانمان از حقوق خود دفاع خواهیم کرد.

      They lost money to the extent that they decided to close the shop.

      آن‌ها به حدی ضرر کردند که تصمیم گرفتند مغازه را ببندند.

      the extent of his political influence

      دامنه‌ی نفوذ سیاسی او

      the extent of his knowledge

      گستردگی دانش او

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد extent

      1. noun range, magnitude
        Synonyms:
        scope size amount magnitude area space reach limit bulk mass measure quantity degree tract span breadth width compass radius stretch volume dimensions expansion extension amplitude duration period of time term time matter order vicinity neighborhood territory orbit sphere proportions intensity bounds play leeway sweep tune admeasurement ambit capaciousness elbowroom expanse proliferation purview spaciousness

      Collocations

      to a large extent

      به میزان زیاد

      به میزان زیاد، به مقدار زیاد، اکثراً

      to such an extent

      تا به آن حد که، آن‌قدر که

      to some extent, to a certain extent

      تا اندازه‌ای، تا مقداری

      to the extent of

      تا حد، تا سرحد

      to the extent that

      به حدی که، به طوری که

      Collocations بیشتر

      to what extent

      تا چه اندازه؟، به چه مقدار؟

      to a certain extent (or degree)

      تا اندازه‌ای، به مقدار معینی

      ارجاع به لغت extent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «extent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/extent

      لغات نزدیک extent

      • - extensometer
      • - extensor
      • - extent
      • - extenuate
      • - extenuating
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.