آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Stretch

stretʃ stretʃ

گذشته‌ی ساده:

stretched

شکل سوم:

stretched

سوم‌شخص مفرد:

stretches

وجه وصفی حال:

stretching

شکل جمع:

stretches

معنی stretch | جمله با stretch

verb - transitive B2

کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آوردن، کش دادن

link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی واژگان کاربردی سطح فوق متوسط

مشاهده

He stretched his legs on the bed.

پاهای خود را روی بستر دراز کرد.

He stretched his hand toward me.

دست خودش را به سوی من دراز کرد.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

The tree had stretched its branches over the cabin.

درخت شاخه‌های خود را برفراز کلبه گسترده بود.

verb - intransitive

کش آمدن، گشاد شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
noun countable

ارتجاع، اتساع، کشش

noun countable

دوره، مدت

during a long stretch of time

طی دوره‌‌ای طولانی از زمان

Abbas believed in regular stretches of work.

عباس به زمان‌بندی منظم برای کار کردن اعتقاد داشت.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stretch

سوال‌های رایج stretch

گذشته‌ی ساده stretch چی میشه؟

گذشته‌ی ساده stretch در زبان انگلیسی stretched است.

شکل سوم stretch چی میشه؟

شکل سوم stretch در زبان انگلیسی stretched است.

شکل جمع stretch چی میشه؟

شکل جمع stretch در زبان انگلیسی stretches است.

وجه وصفی حال stretch چی میشه؟

وجه وصفی حال stretch در زبان انگلیسی stretching است.

سوم‌شخص مفرد stretch چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد stretch در زبان انگلیسی stretches است.

ارجاع به لغت stretch

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «stretch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/stretch

لغات نزدیک stretch

پیشنهاد بهبود معانی