آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Bridge

      brɪdʒ brɪdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      bridged

      شکل سوم:

      bridged

      سوم‌شخص مفرد:

      bridges

      وجه وصفی حال:

      bridging

      شکل جمع:

      bridges

      معنی bridge | جمله با bridge

      noun verb - transitive adverb A2

      پل، جسر، برآمدگی بینی، (دریانوردی) سکوبی در عرشه کشتی که مورداستفاده کاپیتان و افسران قرار می‌گیرد، بازیورق، پل ساختن، اتصال دادن

      bridge, پل، جسر، برآمدگی بینی، (دریانوردی) سکوبی در عرشه کشتی که مورداستفاده کاپیتان و افسران قرار می‌گیرد، بازیورق، پل ساختن، اتصال دادن
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      They decided to build a bridge across the river.

      تصمیم گرفتند پلی بر رودخانه بزنند.

      Esfahan has beautiful bridges.

      اصفهان پل‌های قشنگی دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Bridging that river is not easy.

      پل زدن روی آن رود آسان نیست.

      Language is a bridge between two cultures.

      زبان پلی بین دو فرهنگ است.

      an old soldier whose life bridged the two world wars

      سرباز پیری که زندگیش دو جنگ جهانی را دربر گرفت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bridge

      1. noun structure or something that makes connection
        Synonyms:
        connection link tie extension bond span arch platform wing scaffold viaduct overpass transit branch catwalk gangplank pontoon trestle
      1. verb connect, extend
        Synonyms:
        join connect link couple unite attach cross reach span traverse extend bind go over cross over branch subtend arch over
        Antonyms:
        disconnect detach unlink disjoin disunite

      Phrasal verbs

      burn one's bridges

      پل‌های پشت سر خود را خراب کردن، نداشتن امکان بازگشت به شرایط پیشین

      Idioms

      bridge a gap

      فاصله‌ای را پر کردن، نیازی را برآوردن

      cross that bridge when you come to it

      «چو فردا شود، فکر فردا کنیم» (نگران چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، نباش)

      سوال‌های رایج bridge

      معنی bridge به فارسی چی میشه؟

      واژه "bridge" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متعددی دارد که در اینجا به بررسی این معانی و نکات جالب مرتبط با آن می‌پردازیم.

      معنی اصلی

      در معنای اصلی، "bridge" به معنی "پل" است. پل‌ها سازه‌هایی هستند که برای عبور از روی موانع طبیعی مانند رودخانه‌ها، دره‌ها یا خیابان‌ها ساخته می‌شوند. پل‌ها می‌توانند از مواد مختلفی همچون بتن، فولاد و چوب ساخته شوند و انواع مختلفی دارند، از جمله پل‌های معلق، پل‌های قوسی و پل‌های تکیه‌گاهی.

      کاربردهای مجازی

      علاوه بر معنی فیزیکی، "bridge" در زبان انگلیسی به صورت مجازی نیز استفاده می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است به معنای "برقراری ارتباط" یا "پیوند دادن" بین دو گروه، ایده یا فرهنگ به کار رود. در این زمینه، "bridge" می‌تواند به تلاش برای ایجاد تفاهم و ارتباط بین افراد یا گروه‌های مختلف اشاره کند.

      در زبان تخصصی

      در زبان‌های تخصصی نیز "bridge" معانی خاصی دارد. به عنوان مثال:

      - در مهندسی، "bridge" به سازه‌هایی که به منظور عبور از موانع طراحی شده‌اند اشاره دارد.

      - در فناوری اطلاعات، "bridge" به دستگاه‌هایی اطلاق می‌شود که دو شبکه کامپیوتری را به یکدیگر متصل می‌کنند.

      اصطلاحات و عبارات مرتبط

      واژه "bridge" در عبارات مختلف نیز استفاده می‌شود. به عنوان مثال:

      - "bridge the gap": به معنای پر کردن فاصله یا کمبود بین دو چیز.

      - "burning bridges": به معنای خراب کردن روابط و عدم امکان بازگشت به وضعیت قبلی.

      بازی‌ها و فرهنگ

      "bridge" همچنین نام یک بازی ورق معروف است که در آن چهار بازیکن با استفاده از یک دسته ورق به رقابت می‌پردازند. این بازی نیاز به استراتژی و همکاری دارد و می‌تواند به صورت رقابتی یا تفریحی انجام شود.

      نکات جالب

      - پل گلدن گیت در سان فرانسیسکو یکی از مشهورترین پل‌های جهان است و به عنوان نماد این شهر شناخته می‌شود.

      - پل‌های قدیمی در تاریخ معماری نقش مهمی ایفا کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها به عنوان آثار تاریخی محافظت می‌شوند.

      - در بسیاری از فرهنگ‌ها، پل‌ها نماد انتقال و تغییر هستند و در داستان‌ها و افسانه‌ها به عنوان مکان‌هایی جادویی و رمزآلود به تصویر کشیده می‌شوند.

      گذشته‌ی ساده bridge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bridge در زبان انگلیسی bridged است.

      شکل سوم bridge چی میشه؟

      شکل سوم bridge در زبان انگلیسی bridged است.

      شکل جمع bridge چی میشه؟

      شکل جمع bridge در زبان انگلیسی bridges است.

      وجه وصفی حال bridge چی میشه؟

      وجه وصفی حال bridge در زبان انگلیسی bridging است.

      سوم‌شخص مفرد bridge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bridge در زبان انگلیسی bridges است.

      ارجاع به لغت bridge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bridge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bridge

      لغات نزدیک bridge

      • - bridesmaid
      • - bridewell
      • - bridge
      • - bridge a gap
      • - bridge the gap
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.