آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Arch

      ɑːrtʃ ɑːtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      arched

      شکل سوم:

      arched

      سوم‌شخص مفرد:

      arches

      وجه وصفی حال:

      arching

      شکل جمع:

      arches

      معنی arch | جمله با arch

      noun countable C2

      طاق، تاق

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      historical arch

      طاق تاریخی

      a stone arch

      تاق سنگی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Homeless people slept under the railway arches.

      افراد بی‌خانمان زیر تا‌ق‌های راه‌آهن می‌خوابیدند.

      In many churches the side aisles are separated from the central aisle by a row of arches.

      در بسیاری از کلیساها راهروهای کناری با یک ردیف طاق از راهروی مرکزی جدا می‌شوند.

      a bridge with three arches

      پلی با سه تاق

      noun countable

      هر چیز قوس‌مانند، قوس، انحنا، کمان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      There was a slight arch to her eyebrows.

      قوس جزئی در ابروهایش دیده می‌شد.

      the arch of the trees

      انحنای درختان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an arch in the cat's back

      قوسی در کمر گربه

      noun countable

      پزشکی هر عضو یا قسمتی از بدن که دارای قوس است

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      dental arch

      قوس دندانی

      aortic arch

      قوس آئورت

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      plantar arch

      قوس کف پایی

      mandibular arch

      قوس فکی

      verb - transitive verb - intransitive

      قوس دادن، قوسی‌شکل کردن، منحنی کردن، خم کردن، شکل دادن یا ساختن چیزی به شکل منحنی

      She watched the cat arch its back.

      گربه را تماشا کرد که پشتش را خم می‌کرد (=قوس می‌داد).

      She arched her eyebrows.

      ابروهایش را قوس داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The ball arched toward the basket.

      توپ در راه سبد شکل قوسی به خود گرفت.

      adjective

      ناقلا، موذی، بازیگوش، گستاخ

      an arch look

      نگاه موذی

      an arch gesture

      قیافه‌ای ناقلا

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      arch comments

      نظرات موذی

      prefix

      بزرگ، کبیر، اعظم، اَبَر

      archduke

      دوک بزرگ

      an archbishop

      اسقف اعظم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      arch opponent

      حریف بزرگ

      an arch enemy

      دشمن اعظم

      an arch-criminal

      جنایتکار بزرگ (= اَبَر جنایتکار)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد arch

      1. adjective principal, superior
        Synonyms:
        main major top chief first leading head primary premier master expert accomplished greatest foremost finished champion consummate highest preeminent
        Antonyms:
        inferior
      1. adjective knowing, coy
        Synonyms:
        sly artful playful saucy mischievous wily pert roguish waggish frolicsome
      1. noun curve, curved structure
        Synonyms:
        bend curve bow arc curvature archway span semicircle dome vault
      1. verb curve
        Synonyms:
        bend shape form round bow arc extend stretch curve hook bridge span hump camber hunch

      Collocations

      arch bridge

      پل قوسی، پل دارای تاقهای ضربی (مثل سی و سه پل اصفهان)

      victory arch

      تاق نصرت

      proscenium arch

      دهانه‌ی صحنه (که پرده از آن آویخته است)

      سوال‌های رایج arch

      گذشته‌ی ساده arch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده arch در زبان انگلیسی arched است.

      شکل سوم arch چی میشه؟

      شکل سوم arch در زبان انگلیسی arched است.

      شکل جمع arch چی میشه؟

      شکل جمع arch در زبان انگلیسی arches است.

      وجه وصفی حال arch چی میشه؟

      وجه وصفی حال arch در زبان انگلیسی arching است.

      سوم‌شخص مفرد arch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد arch در زبان انگلیسی arches است.

      ارجاع به لغت arch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «arch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/arch

      لغات نزدیک arch

      • - arcane
      • - arcanum
      • - arch
      • - arch bridge
      • - archaebacteria
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.