آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اسفند ۱۴۰۲

    Camber

    ˈkæmbər ˈkæmbə

    گذشته‌ی ساده:

    cambered

    وجه وصفی حال:

    cambering

    معنی camber | جمله با camber

    noun countable uncountable

    خمیدگی، آب‌روی خیابان، کانیوو (برای خروج آب از جاده) (از وسط جاده به اطراف)

    The road builders dug out earth for the camber.

    جاده‌سازان زمین را برای آب‌رو کندند.

    The road had a slight camber that allowed rainwater to easily flow off onto the sides.

    جاده دارای آب‌روی کوچکی بود که آب باران را به‌راحتی از کناره‌ها خارج می‌کرد.

    verb - intransitive verb - transitive

    خمیده کردن، منحنی کردن، شکم دادن، خم کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    To improve aerodynamics, the car designer decided to camber the wheels slightly inward.

    برای بهبود آیرودینامیک، طراح خودرو تصمیم گرفت چرخ‌ها را کمی به‌سمت داخل منحنی کند.

    The wooden plank began to camber under the weight of the heavy load.

    تخته‌ی چوبی زیر بار سنگین خمیده شد.

    noun uncountable

    تحدب، قوس، خمیدگی، انحنا، کجی، منحنی

    The expert recommended adjusting the camber of the wheels for better handling and stability.

    این کارشناس توصیه کرد که قوس چرخ‌ها را برای جابه‌جایی و پایداری بهتر تنظیم کنید.

    The skatepark's ramp featured a steep camber that provided added speed for skaters.

    سطح شیب‌دار پارک اسکیت دارای یک سرازیری منحنی بود که سرعت بیشتری را برای اسکیت‌بازها فراهم می‌کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد camber

    1. noun a slope in the turn of a road or track; the outside is higher than the inside in order to reduce the effects of centrifugal force
      Synonyms:
      bank cant convexness

    سوال‌های رایج camber

    گذشته‌ی ساده camber چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده camber در زبان انگلیسی cambered است.

    وجه وصفی حال camber چی میشه؟

    وجه وصفی حال camber در زبان انگلیسی cambering است.

    ارجاع به لغت camber

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «camber» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/camber

    لغات نزدیک camber

    • - camass or camas
    • - camb
    • - camber
    • - cambist
    • - cambium
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.