به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Avoidance

əˈvɔɪdns əˈvɔɪdns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    avoidances

معنی

  • noun
    پرهیز، اجتناب، کناره‌گیری، احتراز، طفره
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد avoidance

  1. noun eluding; preventing
    Synonyms: absention, circumvention, delay, departure, dodge, dodging, elusion, escape, escapism, eschewal, evasion, flight, forbearance, nonparticipation, parry, passive resistance, prevention, recession, recoil, restraint, retreat, run-around, self-restraint, shirking, shunning, steering clear of
    Antonyms: meeting

لغات هم‌خانواده avoidance

ارجاع به لغت avoidance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «avoidance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/avoidance

لغات نزدیک avoidance

پیشنهاد بهبود معانی