آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ مهر ۱۴۰۴

      Meeting

      ˈmiːtɪŋ ˈmiːtɪŋ

      شکل جمع:

      meetings

      معنی meeting | جمله با meeting

      noun countable A2

      جلسه، ملاقات، نشست، گردهمایی (برنامه‌ریزی‌شده)

      I could not attend the meeting.

      نتوانستم در جلسه حضور یابم.

      Staff are required to attend the weekly meeting every Monday.

      کارمندان موظف‌اند هر دوشنبه در نشست کاری هفتگی شرکت کنند.

      noun countable

      ملاقات، دیدار، رویارویی، برخورد (معمولاً به‌صورت اتفاقی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      We had an unexpected meeting in the supermarket.

      ما ملاقاتی غیرمنتظره در سوپرمارکت داشتیم.

      This was their first meeting.

      این اولین دیدار آن‌ها بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the meeting of those two leaders

      دیدار آن دو رهبر

      noun countable

      هیئت، گروه، انجمن، کمیته

      A special meeting was called to address the emergency situation.

      کمیته‌ای ویژه برای رسیدگی به وضعیت اضطراری تشکیل شد.

      The planning meeting included representatives from several departments.

      گروه برنامه‌‎ریزی شامل نمایندگانی از چندین بخش بود.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی مسابقه، رقابت (ورزشی)

      The track and field meeting will be held at the national stadium.

      مسابقات دوومیدانی در ورزشگاه ملی برگزار خواهد شد.

      Local schools participate in an inter-school meeting every spring.

      مدارس محلی هر بهار در رقابت ورزشی بین مدارس شرکت می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد meeting

      1. noun gathering, conference
        Synonyms:
        assembly company bunch congregation rally get-together convention conference session meet turnout audience engagement encounter date rendezvous assignation tryst introduction competition contest conflict confrontation showdown talk parley powwow one on one affair concourse convocation congress assemblage conclave reunion cattle call gang huddle call concursion confab
      1. noun convergence, intersection
        Synonyms:
        union junction connection joining confluence crossing agreement conjunction contact intersection unification juxtaposition apposition concourse abutment
        Antonyms:
        separation division

      Idioms

      meeting of minds

      توافق، هم‌سازی

      سوال‌های رایج meeting

      گذشته‌ی ساده meeting چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده meeting در زبان انگلیسی met است.

      شکل سوم meeting چی میشه؟

      شکل سوم meeting در زبان انگلیسی met است.

      شکل جمع meeting چی میشه؟

      شکل جمع meeting در زبان انگلیسی meetings است.

      ارجاع به لغت meeting

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «meeting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/meeting

      لغات نزدیک meeting

      • - meet with success
      • - meeter
      • - meeting
      • - meeting of minds
      • - meeting of the minds
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.