گذشتهی ساده:
contestedشکل سوم:
contestedسومشخص مفرد:
contestsوجه وصفی حال:
contestingشکل جمع:
contestsمسابقه، رقابت
Several local bands joined the music contest hoping to gain recognition.
چند گروه محلی در مسابقهی موسیقی شرکت کردند، به امید آن که شناخته شوند.
They held a cooking contest, and the judges awarded prizes to the best dishes.
آنها، رقابت آشپزی برگزار کردند و داوران به بهترین غذاها جایزه دادند.
a beauty contest
مسابقهی زیبایی
a fishing contest
مسابقهی ماهیگیری
رقابت، مبارزه، جدال، پیکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Several candidates announced their contest for the presidency after months of preparation.
چند نامزد پساز ماهها آمادگی، رقابت برای ریاستجمهوری را اعلام کردند.
The contest for control of the organization intensified as two factions formed rival alliances.
با شکلگیری دو جناح و ایجاد ائتلافهای رقیب، جدال برای کنترل سازمان شدت گرفت.
a contest to gain the people's good will
پیکار برای به دست آوردن حسن نیت مردم
حقوق به چالش کشیدن، اعتراض کردن، درخواست تجدیدنظر دادن (به حکم، ادعا، رأی، یا پرونده)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
The defendant’s legal team contested the validity of the contract in court.
تیم حقوقی متهم، اعتبار قرارداد را در دادگاه به چالش کشید.
The union plans to contest the decision to dismiss several employees.
اتحادیه قصد دارد به تصمیم اخراج چند کارمند اعتراض کند.
to contest (the validity of) a will
اعتبار وصیتنامهای را مورد پرسش قرار دادن
رقابت کردن
Top teams from across the region are contesting the trophy in this year’s tournament.
تیمهای برتر سراسر منطقه، برای به دست آوردن جام این دوره از مسابقات رقابت میکنند.
Several international companies are contesting the contract for the new airport project.
چند شرکت بینالمللی، بر سر قرارداد پروژهی فرودگاه جدید رقابت میکنند.
سیاست رقابت کردن، مبارزه کردن
He announced that he would contest the leadership role with a reform-focused campaign.
او اعلام کرد که با کارزاری اصلاحمحور برای نقش رهبری وارد رقابت میشود.
Two independent candidates are contesting the parliamentary seat in the upcoming election.
دو نامزد مستقل برای کسب کرسی پارلمان در انتخابات پیشرو رقابت میکنند.
to contest a seat in the parliament
برای (مسند) نمایندگی در پارلمان مبارزه کردن
They contested every inch of land in their retreat.
آنها در حین عقبنشینی از هر وجب زمین با سرسختی دفاع کردند.
اعتراض به حکم
گذشتهی ساده contest در زبان انگلیسی contested است.
شکل سوم contest در زبان انگلیسی contested است.
شکل جمع contest در زبان انگلیسی contests است.
وجه وصفی حال contest در زبان انگلیسی contesting است.
سومشخص مفرد contest در زبان انگلیسی contests است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «contest» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contest