آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ آبان ۱۴۰۴

      Snarf

      snɑːrf snɑːf

      گذشته‌ی ساده:

      snarfed

      شکل سوم:

      snarfed

      سوم‌شخص مفرد:

      snarfs

      وجه وصفی حال:

      snarfing

      معنی snarf | جمله با snarf

      verb - transitive informal

      با ولع خوردن، بلعیدن غذا با حرص، تند و با اشتها خوردن، لمباندن

      همچنین می‌توان از snarf down/up استفاده کرد.

      He came home late and snarfed up the leftovers without even heating them.

      او دیر به خانه آمد و باقی‌مانده‌ی غذا را بی‌آنکه گرم کند، لمباند.

      They snarfed everything on the table as if they hadn’t eaten for days.

      آن‌ها همه‌چیز روی میز را با ولع خوردند انگار چند روز چیزی نخورده بودند.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی دزدیدن، قاپیدن، بدون اجازه برداشتن، ربودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The kids snarfed all the candies before the party even started.

      قبل‌از اینکه مهمانی شروع شود، بچه‌ها تمام شیرینی‌ها را قاپیدند.

      She snarfed the pen off my desk without asking.

      او خودکارم را بدون اجازه برداشت.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی بدون اجازه استفاده کردن از فایل، دزدیدن اطلاعات دیجیتال، برداشتن محتوا بدون اجازه

      She accidentally snarfed someone else’s work while compiling her report.

      او به‌طور اتفاقی کار دیگران را بدون اجازه در گزارشش استفاده کرد.

      Students snarfed the lecture notes from the online portal.

      دانشجویان جزوه‌های درس را بدون اجازه از پرتال برداشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد snarf

      1. verb make off with belongings of others
        Synonyms:
        pilfer cabbage purloin pinch abstract swipe hook sneak filch nobble lift

      ارجاع به لغت snarf

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «snarf» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/snarf

      لغات نزدیک snarf

      • - snare drum
      • - snarer
      • - snarf
      • - snark
      • - snarky
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.