شکل جمع:
rivalriesرقابت، هماوردی، چشموهمچشمی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Parents play a crucial role in managing sibling rivalry.
والدین نقش مهمی در مدیریت رقابت بین خواهر و برادر دارند.
The intense rivalry among research teams often accelerates scientific discovery, as each strives for groundbreaking results.
چشموهمچشمی شدید بین تیمهای تحقیقاتی اغلب کشفیات علمی را تسریع میبخشد؛ زیرا هریک برای نتایج پیشگامانه تلاش میکنند.
The rivalry between the political parties was a constant source of tension.
هماوردی بین احزاب سیاسی منبع دائمی تنش بود.
شکل جمع rivalry در زبان انگلیسی rivalries است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rivalry» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rivalry