آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Race

      reɪs reɪs

      گذشته‌ی ساده:

      raced

      شکل سوم:

      raced

      سوم‌شخص مفرد:

      races

      وجه وصفی حال:

      racing

      شکل جمع:

      races

      معنی race | جمله با race

      noun countable A2

      مسابقه، رقابت، مبارزه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a running race

      مسابقه‌ی دو

      The presidential race has just started.

      مبارزه‌ی انتخاباتی برای ریاست‌جمهوری تازه شروع شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a race for mayor

      رقابت برای شهردار شدن

      a race for power

      مبارزه بر سر قدرت

      In London he attended the races.

      در لندن به مسابقات (اسب‌دوانی) رفت.

      horse race

      مسابقه‌ی اسب‌دوانی

      noun countable

      گردش، دور، دوران، مسیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      noun countable

      نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه

      the impoverished descendants of a noble race

      بازماندگان فقیر یک دودمان اشرافی

      the Anglo-Saxon race

      نژاد انگلوساکسون

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the Aryan race

      نژاد آریایی

      the white race

      نژاد سفید

      verb - intransitive

      مسابقه دادن

      Eight horses will race for the golden cup.

      هشت اسب برای کاپ طلا مسابقه خواهند داد.

      verb - intransitive

      دویدن، به‌ سرعت رفتن

      We are racing (against) the clock.

      داریم باسرعت هرچه تمام‌تر کار می‌کنیم.

      My mind raced ahead to guess what she would say next.

      مغزم به سرعت کار افتاد تا حرف بعدی او را حدس بزنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When shooting started, we raced toward the shelter.

      وقتی که تیراندازی شروع شد به طرف پناهگاه دویدیم.

      verb - transitive

      در مسابقه شرکت کردن، مسابقه دادن

      This is the first time I have raced this horse.

      اولین‌ باری است که این اسب را در مسابقه شرکت داده‌ام.

      He offered to race me to the big tree.

      پیشنهاد کرد که تا درخت بزرگ با من مسابقه‌ی دو بدهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد race

      1. noun pursuit; running, speeding
        Synonyms:
        run chase competition contest match event course sprint dash rush clip speeding pursuit go meet engagement rivalry marathon clash contention scurry relay spurt
      1. noun ethnic group
        Synonyms:
        people nation tribe family group folk nationality culture clan stock lineage breed kin kindred house blood species variety strain color offspring issue progeny seed cultural group line
      1. noun stream, river
        Synonyms:
        river brook creek run branch rivulet rill runnel duct raceway sluice tide rindle gill
      1. verb run, speed in competition
        Synonyms:
        speed rush dash sprint hurry chase tear fly dart hasten bolt career scamper compete pursue course contest gallop hustle scuttle whisk shoot boil fling post lash skim bustle hie plunge ahead wing outstrip spurt swoop

      Collocations

      the (human) race

      نژاد بشر، آدمیزاد

      لغات هم‌خانواده race

      noun
      race, racism, racist
      adjective
      racial, multiracial, racist
      adverb
      racially

      سوال‌های رایج race

      گذشته‌ی ساده race چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده race در زبان انگلیسی raced است.

      شکل سوم race چی میشه؟

      شکل سوم race در زبان انگلیسی raced است.

      شکل جمع race چی میشه؟

      شکل جمع race در زبان انگلیسی races است.

      وجه وصفی حال race چی میشه؟

      وجه وصفی حال race در زبان انگلیسی racing است.

      سوم‌شخص مفرد race چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد race در زبان انگلیسی races است.

      ارجاع به لغت race

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «race» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/race

      لغات نزدیک race

      • - raccoon
      • - raccoon dog
      • - race
      • - race discrimination
      • - race horse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      acute hearing ADHD adjuvant aerobic affusion above all aluminium alchemy indifference amphibian and abdominal region antigen keep up with the Joneses bouquet همبرگر همراه با همه کس هم‌سطح فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز چراغ چراغ‌خواب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.