آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مرداد ۱۴۰۴

      Whisk

      wɪsk wɪsk

      گذشته‌ی ساده:

      whisked

      شکل سوم:

      whisked

      سوم‌شخص مفرد:

      whisks

      وجه وصفی حال:

      whisking

      شکل جمع:

      whisks

      معنی whisk | جمله با whisk

      verb - transitive

      با عجله بردن

      Mina whisked the bread crumbs from the table.

      مینا خرده‌نان‌ها را از روی میز زد.

      The new train whisked through the tunnel.

      قطار جدید مثل برق از تونل گذشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The guards whisked the wounded officer to a hospital.

      قراولان با شتاب افسر زخمی را به بیمارستان رساندند.

      The dog whisked his tail and ran toward his master.

      سگ دمش را تندتند تکان داد و دنبال اربابش دوید.

      verb - transitive

      هم زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Whisking the sauce vigorously prevents lumps from forming.

      هم زدن شدید سس از تشکیل گلوله جلوگیری می‌کند.

      The recipe says to whisk the batter for at least five minutes.

      دستور پخت می‌گوید که خمیر را حداقل پنج دقیقه هم بزنید.

      noun countable

      همزن

      Whisks come in different sizes depending on the task.

      بسته به کاری که قرار است انجام دهند، همزن‌ها در اندازه‌های مختلف موجود هستند.

      She grabbed a whisk to beat the eggs for the cake.

      او همزنی برداشت تا تخم‌مرغ‌ها را برای کیک هم بزند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whisk

      1. verb brush quickly; hasten
        Synonyms:
        hurry rush dash speed race tear fly shoot zip barrel sweep dart whiz brush wipe flick whip flit flutter

      سوال‌های رایج whisk

      گذشته‌ی ساده whisk چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whisk در زبان انگلیسی whisked است.

      شکل سوم whisk چی میشه؟

      شکل سوم whisk در زبان انگلیسی whisked است.

      شکل جمع whisk چی میشه؟

      شکل جمع whisk در زبان انگلیسی whisks است.

      وجه وصفی حال whisk چی میشه؟

      وجه وصفی حال whisk در زبان انگلیسی whisking است.

      سوم‌شخص مفرد whisk چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whisk در زبان انگلیسی whisks است.

      ارجاع به لغت whisk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whisk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whisk

      لغات نزدیک whisk

      • - whish
      • - whisht
      • - whisk
      • - whisk broom
      • - whisker
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.