آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مرداد ۱۴۰۴

    Whisk

    wɪsk wɪsk

    گذشته‌ی ساده:

    whisked

    شکل سوم:

    whisked

    سوم‌شخص مفرد:

    whisks

    وجه وصفی حال:

    whisking

    شکل جمع:

    whisks

    معنی whisk | جمله با whisk

    verb - transitive

    با عجله بردن

    Mina whisked the bread crumbs from the table.

    مینا خرده‌نان‌ها را از روی میز زد.

    The new train whisked through the tunnel.

    قطار جدید مثل برق از تونل گذشت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The guards whisked the wounded officer to a hospital.

    قراولان با شتاب افسر زخمی را به بیمارستان رساندند.

    The dog whisked his tail and ran toward his master.

    سگ دمش را تندتند تکان داد و دنبال اربابش دوید.

    verb - transitive

    هم زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    Whisking the sauce vigorously prevents lumps from forming.

    هم زدن شدید سس از تشکیل گلوله جلوگیری می‌کند.

    The recipe says to whisk the batter for at least five minutes.

    دستور پخت می‌گوید که خمیر را حداقل پنج دقیقه هم بزنید.

    noun countable

    همزن

    Whisks come in different sizes depending on the task.

    بسته به کاری که قرار است انجام دهند، همزن‌ها در اندازه‌های مختلف موجود هستند.

    She grabbed a whisk to beat the eggs for the cake.

    او همزنی برداشت تا تخم‌مرغ‌ها را برای کیک هم بزند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whisk

    1. verb brush quickly; hasten
      Synonyms:
      hurry rush dash speed race tear fly shoot zip barrel sweep dart whiz brush wipe flick whip flit flutter

    سوال‌های رایج whisk

    گذشته‌ی ساده whisk چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده whisk در زبان انگلیسی whisked است.

    شکل سوم whisk چی میشه؟

    شکل سوم whisk در زبان انگلیسی whisked است.

    شکل جمع whisk چی میشه؟

    شکل جمع whisk در زبان انگلیسی whisks است.

    وجه وصفی حال whisk چی میشه؟

    وجه وصفی حال whisk در زبان انگلیسی whisking است.

    سوم‌شخص مفرد whisk چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد whisk در زبان انگلیسی whisks است.

    ارجاع به لغت whisk

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «whisk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whisk

    لغات نزدیک whisk

    • - whish
    • - whisht
    • - whisk
    • - whisk broom
    • - whisker
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.