آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۲

      Flick

      flɪk flɪk

      گذشته‌ی ساده:

      flicked

      شکل سوم:

      flicked

      سوم‌شخص مفرد:

      flicks

      وجه وصفی حال:

      flicking

      شکل جمع:

      flicks

      معنی flick | جمله با flick

      verb - intransitive verb - transitive

      تکان دادن، حرکت دادن، زدن، تکان خوردن، حرکت کردن (دست و شلاق و غیره)

      She flicked the old horse from time to time with her whip.

      گاه‌به‌گاه اسب پیر را با تازیانه‌اش به‌آرامی می‌زد.

      He flicked the dust from his boot with a handkerchief.

      او با دستمال گرد روی پوتین‌های خود را زد.

      noun countable

      تکان، تلنگر، ضربه (ملایم)، نرم‌کوب (یا صدای این نوع ضربه (تپ‌تپ))

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      the flick of a finger

      تلنگرزنی با انگشت

      the flick of typewriter keys

      تپ‌تپ کلیدهای ماشین تحریر

      verb - intransitive

      ورق زدن (به‌سرعت) (صفحه‌های کتاب و غیره)

      She flicked through the pages of the magazine.

      او صفحات مجله را ورق زد.

      The boy flicked through the comic book.

      پسرک کتاب کمیک را ورق زد.

      noun countable informal

      سینما و تئاتر قدیمی فیلم

      I heard that new flick got great reviews.

      شنیدم که فیلم جدید نقدهای خوبی دریافت کرد.

      Have you seen that flick that everyone is talking about?

      آیا اون فیلم را دیده‌ای که همه در موردش حرف می‌زنن؟

      noun plural informal

      انگلیسی بریتانیایی سینما و تئاتر قدیمی سینما (the flicks)

      I love going to the flicks on Friday nights with my friends.

      عاشق این هستم که جمعه‌شب‌ها با دوستانم به سینما بروم.

      What's on at the flicks today?

      امشب توی سینما چه خبره؟ (چی اکران می‌شه؟)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flick

      1. verb light touch
        Synonyms:
        touch lightly tap pat hit tip dab flicker snap flip

      سوال‌های رایج flick

      گذشته‌ی ساده flick چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flick در زبان انگلیسی flicked است.

      شکل سوم flick چی میشه؟

      شکل سوم flick در زبان انگلیسی flicked است.

      شکل جمع flick چی میشه؟

      شکل جمع flick در زبان انگلیسی flicks است.

      وجه وصفی حال flick چی میشه؟

      وجه وصفی حال flick در زبان انگلیسی flicking است.

      سوم‌شخص مفرد flick چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flick در زبان انگلیسی flicks است.

      ارجاع به لغت flick

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flick» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flick

      لغات نزدیک flick

      • - flibbertigibbety
      • - flic
      • - flick
      • - flick through a book
      • - flick through a newspaper
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.