آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Flicker

      ˈflɪkər ˈflɪkə

      گذشته‌ی ساده:

      flickered

      شکل سوم:

      flickered

      سوم‌شخص مفرد:

      flickers

      وجه وصفی حال:

      flickering

      شکل جمع:

      flickers

      معنی flicker | جمله با flicker

      noun verb - transitive verb - intransitive

      لرزیدن، سوسوزدن، پرپرزدن، جنبش، سوسو، در اهتزازبودن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      the flickering eyelids of the sleeping child

      پلک‌های لرزان کودک درحال خواب

      a flickering flame

      شعله‌ی لرزان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The candle flickered in the breeze.

      (شعله‌ی) شمع در نسیم سوسو می‌زد.

      Her glance flickered at him.

      (مجازی) نگاه تند و لرزانی به او کرد.

      He flickered the flashlight on my face.

      او (نور) چراغ قوه را به صورتم انداخت و (چراغ قوه را) تکان داد.

      the flicker of shadows on the wall

      لرزش (یا نوسان) سایه‌ها بر دیوار

      a flicker of hope

      موج خفیفی از امید

      A smile flickered across her face.

      لبخندی بر صورتش نقش بست.

      flicker frequency

      بسامد چشمک

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flicker

      1. noun spark, glimmer
        Synonyms:
        gleam ray beam flare flash twinkle glimmer scintillation vibration oscillation quivering
      1. verb sparkle, flutter
        Synonyms:
        glow shine glitter flash gleam shimmer blink flare dance burn twinkle flutter wave quiver oscillate fluctuate vibrate waver hover swing tremble glance glint flit flitter scintillate blaze blare quaver

      سوال‌های رایج flicker

      گذشته‌ی ساده flicker چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flicker در زبان انگلیسی flickered است.

      شکل سوم flicker چی میشه؟

      شکل سوم flicker در زبان انگلیسی flickered است.

      شکل جمع flicker چی میشه؟

      شکل جمع flicker در زبان انگلیسی flickers است.

      وجه وصفی حال flicker چی میشه؟

      وجه وصفی حال flicker در زبان انگلیسی flickering است.

      سوم‌شخص مفرد flicker چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flicker در زبان انگلیسی flickers است.

      ارجاع به لغت flicker

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flicker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/flicker

      لغات نزدیک flicker

      • - flick through something
      • - flick-knife
      • - flicker
      • - flicker of emotion
      • - flicker of hope
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.