آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Blaze

      bleɪz bleɪz

      گذشته‌ی ساده:

      blazed

      شکل سوم:

      blazed

      سوم‌شخص مفرد:

      blazes

      وجه وصفی حال:

      blazing

      شکل جمع:

      blazes

      معنی blaze | جمله با blaze

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      شعله درخشان یا آتش مشتعل، (مجازاً) رنگ یا نور درخشان، فروغ، درخشندگی، جار زدن، با تصویر نشان دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      the blazing sun

      خورشید داغ و تابناک

      the blaze of searchlights

      درخشش نورافکن‌ها

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The fire is still blazing.

      آتش هنوز زبانه می‌کشد.

      The car's headlights were blazing.

      چراغ‌های جلو اتومبیل خیره‌کننده بود.

      The flowerbed blazed with color.

      باغچه پر از شراره‌های رنگین بود.

      a blaze of oratory

      سخنوری هنرمندانه و پردرخشش

      He blazed with anger.

      خشمش زبانه کشید.

      Her blazing eyes!

      چشمان شراره بارش!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blaze

      1. noun fire
        Synonyms:
        flame flames fire burning combustion bonfire conflagration wildfire holocaust
      1. noun flash of light
        Synonyms:
        gleam glare glow flare beam burst glitter radiance brilliance
      1. noun torrent
        Synonyms:
        rush storm outburst eruption burst blast outbreak fury flash flare-up
      1. verb burn brightly
        Synonyms:
        shine glow light flare flash beam flame gleam flicker radiate illuminate illumine sparkle fire glare explode shimmer scintillate incandesce jet burst out fulgurate coruscate

      Phrasal verbs

      blaze up

      (ناگهان) شعله زدن، زبانه کشیدن، اخگر افشانی کردن

      Collocations

      blaze abroad

      (قدیمی) برملا کردن، اعلام کردن، فاش کردن

      Idioms

      blaze away

      1- پیاپی تیر خالی کردن 2- با حرارت سخن گفتن

      blaze a way (or path, etc.) in

      پیشگام بودن یا شدن، ابداع کردن

      سوال‌های رایج blaze

      گذشته‌ی ساده blaze چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blaze در زبان انگلیسی blazed است.

      شکل سوم blaze چی میشه؟

      شکل سوم blaze در زبان انگلیسی blazed است.

      شکل جمع blaze چی میشه؟

      شکل جمع blaze در زبان انگلیسی blazes است.

      وجه وصفی حال blaze چی میشه؟

      وجه وصفی حال blaze در زبان انگلیسی blazing است.

      سوم‌شخص مفرد blaze چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blaze در زبان انگلیسی blazes است.

      ارجاع به لغت blaze

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blaze» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blaze

      لغات نزدیک blaze

      • - blaubok
      • - blaw
      • - blaze
      • - blaze a way (or path, etc.) in
      • - blaze abroad
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.