آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Flame

      fleɪm fleɪm

      گذشته‌ی ساده:

      flamed

      شکل سوم:

      flamed

      سوم‌شخص مفرد:

      flames

      وجه وصفی حال:

      flaming

      شکل جمع:

      flames

      معنی flame | جمله با flame

      noun B2

      شعله، زبانه‌آتش، الو، تب و تاب، شور عشق، تابش

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a flameless fire

      آتش بی‌شعله

      the flames of a gas stove

      شعله‌های چراغ گاز

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The building was in flames.

      ساختمان در کام شعله‌های آتش بود.

      to burst into flame

      زبانه کشیدن، شعله‌ور شدن

      The flowers were a scarlet flame.

      گل‌ها همچون شعله‌های قرمز بودند.

      flames of indignation

      شعله‌های آزردگی و خشم

      one of her old flames

      یکی از عشاق قدیمی او

      verb - intransitive

      شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      suddenly the building flamed up.

      ناگهان ساختمان آتش گرفت.

      his face was flaming with anger.

      چهره‌اش از خشم قرمز شده بود (خشم از سیمایش می‌بارید).

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      her eyes were flaming furiously.

      شراره‌های خشم از چشمانش می‌بارید.

      to flame the roast with brandy

      گوشت گاو بریان‌شده را با براندی شعله‌ور کردن

      flame up (or out)

      شعله‌ور شدن، زبانه کشیدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flame

      1. noun fire
        Synonyms:
        light flash flare blaze rapid oxidation wildfire conflagration holocaust
      1. noun lover; passion
        Synonyms:
        love affection desire darling dear honey sweetheart baby boyfriend girlfriend lover beau steady passion enthusiasm ardor fervor fire spark keenness beloved truelove heartthrob paramour inamorato inamorata swain
        Antonyms:
        hate
      1. noun insulting e-mail message
        Synonyms:
        flame-mail abusive e-mail message insulting newsgroup message insulting newsgroup posting abusive newsgroup message abusive newsgroup posting flame war
      1. verb burn
        Synonyms:
        light ignite kindle fire flare shine glow flash blaze flare up glare glint oxidize

      سوال‌های رایج flame

      گذشته‌ی ساده flame چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flame در زبان انگلیسی flamed است.

      شکل سوم flame چی میشه؟

      شکل سوم flame در زبان انگلیسی flamed است.

      شکل جمع flame چی میشه؟

      شکل جمع flame در زبان انگلیسی flames است.

      وجه وصفی حال flame چی میشه؟

      وجه وصفی حال flame در زبان انگلیسی flaming است.

      سوم‌شخص مفرد flame چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flame در زبان انگلیسی flames است.

      ارجاع به لغت flame

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flame» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flame

      لغات نزدیک flame

      • - flamboyant
      • - flamboyante
      • - flame
      • - flame cell
      • - flame cultivator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically همبرگر همراه با همه کس هم‌سطح فیلم پشت پوتین پژمرده شدن پیشانی امری پیشرفته الگوریتم پیش‌نیاز چراغ چراغ‌خواب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.