آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Dear

      dɪr dɪə

      شکل جمع:

      dears

      صفت تفضیلی:

      dearer

      صفت عالی:

      dearest

      معنی dear | جمله با dear

      adjective B2

      عزیز، گرامی، دوست‌داشتنی، محبوب، نازنین

      My mother was very dear to me.

      مادرم برایم خیلی عزیز بود.

      The students listened attentively to their dear teacher's words of wisdom.

      دانشجویان با دقت به سخنان حکیمانه‌ی استاد عزیزشان گوش کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Morteza is my dearest friend.

      مرتضی عزیزترین دوست من است.

      Dear friends, welcome!

      دوستان گرامی، خوش آمدید!

      adjective A1

      عزیز، ارجمند، گرامی، محترم (در آغاز نامه و ایمیل و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Dear Mr. Anderson,

      آقای اندرسون عزیز

      Dear Professor Johnson,

      پروفسور جانسون ارجمند

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Dear friend ...

      دوست گرامی ...

      dear sir

      آقای محترم

      adjective

      انگلیسی بریتانیایی گران (کالا و غیره)

      The cost of living is very dear.

      هزینه‌ی زندگی بسیار گران است.

      Recently meat has become dearer.

      گوشت تازگی گران‌تر شده است.

      exclamation interjection informal A2

      ای وای، وای، خدای من (در بیان خشم و ناامیدی و اندوه و تعجب و غیره)

      Oh dear, did you fall again?

      وای، دوباره افتادی!

      Dear! I can't believe you forgot my birthday again!

      ای وای! باورم نمی‌شه دوباره تولدم رو فراموش کردی!

      noun countable informal

      آدم عزیز، آدم دوست‌داشتنی، آدم نازنین

      I'm happy to have such dears in my life.

      از داشتن چنین آدم‌های عزیزی در زندگی‌ام خوشحالم.

      "The dear arrived with a tray of freshly baked cookies."

      این آدم نازنین با یک سینی شیرینی تازه‌پخته‌شده وارد شد.

      adverb

      انگلیسی بریتانیایی گران، به قیمت گران

      The antique vase was priced dear.

      گلدان عتیقه قیمتش گران بود.

      She purchased the exquisite jewelry dear.

      او جواهرات نفیس را گران خرید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The rare painting was sold dear.

      تابلوی کمیاب به قیمت گران فروخته شد.

      adjective

      شدید

      The dear pain in his knee made it hard for him to walk up the stairs.

      درد شدید زانویش بالا رفتن از پله‌ها را برایش سخت کرده بود.

      dear wound

      زخم شدید

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dear

      1. adjective beloved, favorite
        Synonyms:
        loved close favorite familiar respected treasured precious esteemed darling beloved endeared prized pet doll face intimate cherished
        Antonyms:
        unimportant common worthless despised hateful valueless
      1. adjective very expensive
        Synonyms:
        expensive costly high-priced pricey high steep overpriced valuable fancy at a premium prized pretty penny out of sight cher an arm and a leg
        Antonyms:
        cheap inexpensive low-priced worthless valueless
      1. noun beloved person
        Synonyms:
        love lover sweetheart honey darling loved one favorite precious pet treasure heartthrob
        Antonyms:
        hate despised

      Idioms

      dear (or oh dear or dear me)

      (حرف ندا حاکی از غم یا نومیدی و غیره) افسوس، هیهات

      dear to one's heart

      باارزش، ارزشمند، گرانقدر، گرامی، عزیز

      for dear life

      با کمال جدو جهد، برای جان به‌در بردن

      سوال‌های رایج dear

      my dear به فارسی چی میشه؟

      عبارتِ my dear در زبان فارسی معمولاً به «عزیزم» ترجمه می‌شود و یکی از صمیمی‌ترین و محبت‌آمیزترین شکل‌های خطاب در زبان انگلیسی است. این عبارت برای ابراز علاقه، مهر و نزدیکی به کار می‌رود و بسته به رابطه‌ی بین افراد، می‌تواند معنایی عاشقانه، دوستانه یا حتی خانوادگی داشته باشد. کاربرد آن در مکالمات روزمره، پیام‌ها یا نامه‌ها نشان‌دهنده‌ی اهمیت مخاطب برای گوینده است و معمولاً حس گرمی، آرامش یا دلسوزی را منتقل می‌کند.

      در زبان فارسی، بسته به لحن و موقعیت، معادل‌هایی مانند «عزیزم»، «نازنینم»، «محبوب من» یا «دوست‌داشتنی من» می‌توانند جایگزین مناسبی برای my dear باشند.

      برای مثال، جمله‌ی "?How are you, my dear" را می‌توان به‌صورت «حالت چطوره، عزیزم؟» یا «خوبی، نازنینم؟» ترجمه کرد. این عبارت در زبان انگلیسی هم در موقعیت‌های گفتاری کاربرد دارد و هم در نوشتار، به‌ویژه در پایان نامه‌ها یا پیام‌هایی که حال‌و‌هوای صمیمانه و عاطفی دارند.

      شکل جمع dear چی میشه؟

      شکل جمع dear در زبان انگلیسی dears است.

      صفت تفضیلی dear چی میشه؟

      صفت تفضیلی dear در زبان انگلیسی dearer است.

      صفت عالی dear چی میشه؟

      صفت عالی dear در زبان انگلیسی dearest است.

      ارجاع به لغت dear

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dear» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dear

      لغات نزدیک dear

      • - deanery
      • - deanship
      • - dear
      • - dear (or oh dear or dear me)
      • - dear john (letter)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to اسباب آبشار آب‌نارنج آدامس آدم آن آهنگساز آوارگی آویختن تماشاخانه به کمک به یاد داشتن بهانه گرفتن به طور خلاصه بو کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.