آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

      Footprint

      ˈfʊtˌprɪnt ˈfʊtˌprɪnt

      شکل جمع:

      footprints

      معنی footprint | جمله با footprint

      noun countable

      جای پا، رد پا

      footprint, جای پا، رد پا
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The hiker followed the footprints through the forest.

      کوهنورد ردپاها را در جنگل دنبال کرد.

      The child left tiny footprints in the sand.

      کودک جای پای کوچکی در شن‌ها گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the escapees' footprints on the coastal sands

      جای پای فراریان بر روی شن‌های ساحلی

      footprints in snow

      ردپا در برف

      noun countable

      معماری سطح، فضا، جا، ابعاد، مساحت (اشغال‌شده یا مورد نیاز)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The footprint of solar panels on the roof must be calculated carefully.

      فضای مورد نیاز پنل‌های خورشیدی روی سقف باید با دقت محاسبه شود.

      This machine has a compact footprint, so it fits in small workshops.

      این دستگاه ابعاد جمع‌وجوری دارد و بنابراین در کارگاه‌های کوچک جا می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This computer's footprint

      مقدار فضایی که این کامپیوتر اشغال می‌کند

      noun countable

      کسب‌وکار اثر، رد پا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده

      They measured the footprint of the new policy on local businesses.

      آن‌ها اثر سیاست جدید بر کسب‌وکارهای محلی را اندازه‌گیری کردند.

      Our actions leave a footprint on the community that lasts for years.

      اقدامات ما اثری بر جامعه می‌گذارند که سال‌ها باقی می‌ماند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد footprint

      1. noun footmark
        Synonyms:
        footstep track imprint impression trail tread spoor hoofprint

      سوال‌های رایج footprint

      شکل جمع footprint چی میشه؟

      شکل جمع footprint در زبان انگلیسی footprints است.

      ارجاع به لغت footprint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «footprint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/footprint

      لغات نزدیک footprint

      • - footpad
      • - footpath
      • - footprint
      • - footrace
      • - footrest
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.