آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Impression

      ɪmˈpreʃn ɪmˈpreʃn

      شکل جمع:

      impressions

      معنی impression | جمله با impression

      noun countable B2

      اثر، جای مهر، نشان‌گذاری، اثر گذاری (از راه فشردن مهر یا شفتاهنگ و غیره) نقش اندازی، فشار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      What was your impression of his words?

      برداشت شما از حرف‌های او چه بود؟

      Her poem left a deep impression on me.

      شعر او بر من اثر ژرفی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a firm impression of the seal on the wax

      محکم فشردن مهر بر موم

      The long and narrow lines created an impression of height.

      خط‌های دراز و باریک تصور بلندی را ایجاد می‌کردند.

      The second impression of this book will be published soon.

      چاپ دوم این کتاب به‌زودی منتشر خواهد شد.

      His impression of Nixon was hilarious.

      ادا درآوردن او از نیکسون خنده‌دار بود.

      noun

      ادا، تقلید، نمایش، نقش، نشان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      noun

      پزشکی (دندان پزشکی) جای دندان روی موم یا گچ (که از آن قالب دندان مصنوعی یا روکش دندان را می‌سازند)، قالبگیری

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      noun

      خیال، گمان، عقیده، احساس، ادراک، خاطره

      I was under the impression that he is your brother.

      خیال می‌کردم که او برادر شما است.

      noun

      تاثیر، درآیش، اندیش‌گرفت، اندیش‌گذاشت

      The young artist made quite an impression on audiences everywhere.

      هنرمند جوان در همه‌جا حاضران را سخت تحت‌تأثیر قرار داد.

      Hard cleaning made little impression on the stain.

      محکم پاک کردن تأثیر چندانی در (زدودن) لکه نداشت.

      noun

      چاپ، طبع

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد impression

      1. noun influence
        Synonyms:
        effect impact result consequence feeling reaction response sway
      1. noun feeling, idea
        Synonyms:
        sense thought idea notion perception view opinion belief conception concept image memory recollection conviction supposition theory fancy apprehension hunch suspicion inkling conjecture intellection conceit
        Antonyms:
        physicality materiality
      1. noun design made by pressing
        Synonyms:
        mark print pattern stamp imprint sign trace form design indentation depression hollow outline brand cast mold matrix dent dint track footprint fingerprint impress stamping spoor vestige
      1. noun pretending to be somebody
        Synonyms:
        imitation impersonation masquerade takeoff parody sendup

      Collocations

      make an impression on

      اثر گذاشتن بر، هناییدن، اندیش‌گذاری کردن

      لغات هم‌خانواده impression

      noun
      impression, impressionism, impressionist, impressiveness
      adjective
      impressionable, impressive, impressionistic, unimpressed
      verb - transitive
      impress
      adverb
      impressively, impressionistically

      سوال‌های رایج impression

      شکل جمع impression چی میشه؟

      شکل جمع impression در زبان انگلیسی impressions است.

      ارجاع به لغت impression

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «impression» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/impression

      لغات نزدیک impression

      • - impressibility
      • - impressible
      • - impression
      • - impressionable
      • - impressionism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.