آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مرداد ۱۴۰۳

      Matrix

      ˈmeɪtrɪks ˈmeɪtrɪks

      شکل جمع:

      matrices

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع matrixes به‌ جای matrices استفاده کرد.

      معنی matrix | جمله با matrix

      noun countable formal

      فضا، قالب، چارچوب، زادگاه، موطن، محیط یا شرایط پیدایش چیزی

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The matrix of a healthy environment includes clean air, nutritious food, and access to healthcare.

      فضای یک محیط سالم مشتمل بر هوای پاک، غذای مغذی و دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی است.

      The matrix of a strong relationship includes trust, communication, and mutual respect.

      قالب یک رابطه‌ی قوی مشتمل بر اعتماد، ارتباط و احترام متقابل است.

      noun countable

      ریاضی ماتریس، جدول ارقام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The teacher explained how to add and subtract matrices in the algebra class.

      معلم نحوه‌ی جمع و تفریق ماتریس‌ها را در کلاس جبر توضیح داد.

      The mathematician used a matrix to solve the system of equations.

      این ریاضی‌دان از جدول ارقام برای حل سیستم معادلات استفاده کرد.

      noun countable uncountable

      بستره

      The archaeologists carefully excavated the ancient burial site, revealing a matrix of bones and artifacts.

      باستان‌شناسان به دقت محوطه‌ی تدفینی باستانی را کاوش کردند و بستره‌ای از استخوان‌ها و آثار باستانی را کشف کردند.

      The scientist studied the matrix of minerals in the rock sample to determine its composition.

      این دانشمند بستره‌ی مواد معدنی موجود در نمونه‌ی سنگ را برای تعیین ترکیب آن مورد مطالعه قرار داد.

      noun countable

      نسخه‌ی اصلی، نسخه‌ی مادر (صفحه‌ی گرامافون و غیره)

      The matrix was a crucial part of the manufacturing process for vinyl records.

      نسخه‌ی اصلی بخش مهمی از فرایند تولید صفحات گرامافون بود.

      The matrix was stored in a secure location to ensure it was not damaged or lost.

      نسخه‌ی مادر در یک مکان امن ذخیره شده بود تا اطمینان حاصل می‌شد که آسیب نمی‌دید یا گم نمی‌شد.

      noun countable

      زیست‌شناسی بافت زایشی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      The matrix of the bone provides a framework for the cells to grow and develop.

      بافت زایشی استخوان چارچوبی را برای رشد و تکامل سلول‌ها فراهم می کند.

      Fibroblasts are responsible for producing components of the extracellular matrix.

      فیبروبلاست‌ها مسئول تولید اجزای بافت زایشی برون‌یاخته‌ای هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد matrix

      1. noun something from which another originates
        Synonyms:
        source origin model pattern form mold forge cast grid womb

      سوال‌های رایج matrix

      شکل جمع matrix چی میشه؟

      شکل جمع matrix در زبان انگلیسی matrices است.

      ارجاع به لغت matrix

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «matrix» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/matrix

      لغات نزدیک matrix

      • - matrimonial
      • - matrimony
      • - matrix
      • - matrix printer
      • - matrix storage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.