آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۴ خرداد ۱۴۰۳

    Grid

    ɡrɪd ɡrɪd

    شکل جمع:

    grids

    معنی grid | جمله با grid

    noun countable

    شبکه (الگو یا ساختار ساخته‌شده از خطوط افقی و عمودی)

    The garden was planted in a grid pattern.

    باغ به‌صورت شبکه‌ای کاشته شد.

    The spreadsheet displayed data in a neat grid format.

    صفحه‌گسترده داده‌ها را در قالب شبکه‌ای منظم نمایش می‌دهد.

    noun countable

    برق شبکه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Without the grid, we would not have reliable access to power.

    بدون شبکه، دسترسی مطمئنی به برق نخواهیم داشت.

    The grid distributes power across the city.

    شبکه برق را در سطح شهر توزیع می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The grid operator monitors electricity flow.

    اپراتور شبکه جریان برق را پایش می‌کند.

    noun countable

    جغرافیا شبکه (شطرنجی) (الگویی از مربع‌ها با اعداد یا حروف که برای یافتن مکان‌ها روی نقشه از آن استفاده می‌شود)

    The map displayed a detailed grid of streets.

    نقشه شبکه‌ای دقیق از خیابان‌ها را نشان می‌داد.

    The map had a grid, making it easy to locate specific points.

    نقشه شبکه‌ای شطرنجی داشت که مکان‌یابی نقاط خاص را آسان می‌کرد.

    noun countable

    ورزش محل شروع، گرید (در مسابقات اتومبیل‌رانی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    The driver positioned his car on the grid.

    راننده اتومبیل خود را در محل شروع مستقر کرد.

    Each driver awaited the signal to start from the grid.

    هر راننده منتظر علامت برای شروع از گرید بود.

    noun countable

    صفحه، پلاک، شبکه (در باتری)

    He carefully inspected the grid of the storage battery for any signs of damage.

    صفحه‌ی باتری ذخیره‌سازی را برای هرگونه علائم آسیب به‌دقت بررسی کرد.

    The grid of the battery played a crucial role in conducting and distributing electrical energy.

    شبکه‌ی باتری نقش مهمی در هدایت و توزیع انرژی الکتریکی داشت.

    noun countable

    برق شبکه (در لامپ الکترونی)

    The grid is an essential component of electron tubes.

    شبکه جزئی ضروری در لامپ‌های الکترونی است.

    The electron tube's performance greatly depends on the stability of its grid.

    عملکرد لامپ الکترونی تا حد زیادی به پایداری شبکه‌ی آن بستگی دارد.

    noun countable

    ورزش زمین (در فوتبال آمریکایی)

    The football players lined up on the grid.

    بازیکنان فوتبال در زمین صف‌آرایی کردند.

    The players ran across the grid.

    بازیکنان زمین دویدند.

    noun countable

    هر چیز شبکه‌مانند

    The jail building was a grid of hallways and stairwells.

    ساختمان زندان شبکه‌ای از راهروها و راه‌پله‌ها بود.

    The grid of relationships in this small town is complex and interconnected.

    شبکه‌ی روابط در این شهر کوچک پیچیده و به‌هم‌پیوسته است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grid

    1. noun gridiron
      Synonyms:
      framework network grate grill grille lattice
    1. noun conducting plate
      Synonyms:
      plate layer terminal

    Collocations

    cattle-grid

    (انگلیس) صفحه‌ی آهن مشبک که بر کف برخی راه‌ها می‌گذارند تا چهارپایان نتوانند از آن رد شده و وارد جاده شوند

    سوال‌های رایج grid

    شکل جمع grid چی میشه؟

    شکل جمع grid در زبان انگلیسی grids است.

    ارجاع به لغت grid

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «grid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/grid

    لغات نزدیک grid

    • - greylag
    • - gribble
    • - grid
    • - grid bias
    • - grid current
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.