آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Network

      ˈnetwɜrːk ˈnetwɜːk

      گذشته‌ی ساده:

      networked

      شکل سوم:

      networked

      سوم‌شخص مفرد:

      networks

      وجه وصفی حال:

      networking

      شکل جمع:

      networks

      معنی network | جمله با network

      noun countable B2

      شبکه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      a network of roads

      شبکه‌ی راه‌ها

      a network of canals

      شبکه‌ی آبراه‌ها

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a network of nerves

      شبکه‌ی اعصاب

      electricity network

      شبکه‌ی برق

      an espionage network

      شبکه جاسوسی

      a terrorist network

      شبکه تروریستی

      a television network

      شبکه‌ی تلویزیونی

      network analysis

      تحلیل شبکه

      network hardware

      سخت‌افزار شبکه

      noun

      تور، تورینه، هر چیز مشبک (مانند تور سیمی یا غربال)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      noun countable

      شبکه توری، شبکه ارتباطی، وابسته به شبکه

      network news

      خبر شبکه‌ای (در برابر خبر محلی که از ایستگاه به‌خصوصی پخش می‌شود)

      The entire country is networked with canals and railways.

      سرتاسر کشور دارای شبکه‌ای از آبراه و راه‌آهن است.

      noun

      کامپیوتر (سازگانی مرکب از یک یا چند کامپیوتر و پایانه و چاپگر و غیره) شبکه، همبند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده
      verb - transitive

      همبند کردن، شبکه‌ای کردن

      verb - transitive

      پخش شده توسط کلیه‌ی ایستگاه‌های بنگاه پراکنش

      verb - transitive

      تورسازی، توری سازی، ساختن پارچه‌ی توری، تورینه سازی

      verb - transitive

      شبکه درست کردن، تماس برقرار کردن، دارای شبکه کردن یا شدن، شبکه‌بندی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد network

      1. noun system of connections
        Synonyms:
        system organization structure arrangement complex web net grid maze labyrinth nexus interconnections hookup circuitry wiring tracks chain fabric fiber mesh patchwork plexus artery crisscross convolution weave checkerboard screening grill grillwork tessellation reticulation reticule wattle
      1. verb to socialize for professional or personal gain
        Synonyms:
        mingle meet associate circulate schmooze hobnob make contacts meet and greet rub elbows

      سوال‌های رایج network

      گذشته‌ی ساده network چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده network در زبان انگلیسی networked است.

      شکل سوم network چی میشه؟

      شکل سوم network در زبان انگلیسی networked است.

      شکل جمع network چی میشه؟

      شکل جمع network در زبان انگلیسی networks است.

      وجه وصفی حال network چی میشه؟

      وجه وصفی حال network در زبان انگلیسی networking است.

      سوم‌شخص مفرد network چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد network در زبان انگلیسی networks است.

      ارجاع به لغت network

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «network» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/network

      لغات نزدیک network

      • - nettle rash
      • - nettlesome
      • - network
      • - network analyser
      • - network of contacts
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.