آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
تفاوت deflation و inflation چیست؟
شکل جمع:
nexusesهمچنین در حالت جمع میتوان از nexus بهجای nexuses استفاده کرد.
مرکز، کانون، هسته
For many, their family home is the emotional nexus of their lives, providing comfort and stability.
برای بسیاری، خانهی پدری کانون عاطفی زندگیشان است که آسایش و ثبات را فراهم میکند.
The internet has emerged as the primary nexus for global communication, facilitating rapid information exchange across continents.
اینترنت بهعنوان کانون اصلی ارتباطات جهانی ظهور کرده و تبادل سریع اطلاعات را در سراسر قارهها تسهیل میکند.
The financial district of a major city often serves as the nexus of economic activity, attracting businesses and investors.
منطقهی مالی یک شهر بزرگ اغلب بهعنوان مرکز فعالیت اقتصادی عمل میکند و کسبوکارها و سرمایهگذاران را جذب میکند.
سلسله، پیوند، ارتباط، اتصال، رابطه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
There's a clear nexus between regular exercise and improved mental well-being.
ارتباط واضحی بین ورزش منظم و بهبود سلامت روان وجود دارد.
The intricate nexus between economic policy and social inequality requires comprehensive analysis to formulate effective solutions.
سلسله ارتباطات پیچیده بین سیاست اقتصادی و نابرابری اجتماعی نیازمند تحلیل جامع برای تدوین راهحلهای مؤثر است.
کلمهی «Nexus» در زبان فارسی به «پیوند» یا «ارتباط مرکزی» ترجمه میشود.
«Nexus» به مفهومی اشاره دارد که در آن چند عنصر، ایده، گروه یا پدیده به شکل مرکزی یا مهم به هم متصل میشوند. این واژه اغلب برای نشان دادن نقطهای از اتصال و تعامل میان اجزاء مختلف به کار میرود و بیانگر این است که آن نقطه یا عنصر نقش کلیدی در ایجاد هماهنگی یا جریان میان اجزاء مختلف دارد. به همین دلیل، «nexus» بار معنایی سازماندهنده و مرکزی دارد و معمولاً به جایی اطلاق میشود که بدون آن، ارتباط میان اجزاء دیگر به شکل مؤثر برقرار نمیشود.
این واژه در زمینههای علمی، فناوری، اجتماعی و اقتصادی کاربرد فراوان دارد. به عنوان مثال، در فناوری اطلاعات، «nexus» میتواند به یک شبکه یا پلتفرم مرکزی اشاره کند که چند سیستم یا سرویس مختلف را به هم متصل میسازد. در علوم اجتماعی نیز این کلمه برای توصیف نقاطی به کار میرود که تعاملات انسانی، فرهنگی یا اقتصادی در آنها متمرکز میشود و جریان اطلاعات و منابع از طریق آنها مدیریت میشود.
در متون ادبی و فلسفی نیز «nexus» به عنوان نقطهی پیوند میان ایدهها و مفاهیم مختلف به کار میرود. نویسندگان و متفکران از این واژه برای بیان ارتباط عمیق میان موضوعات، تجربیات یا احساسات استفاده میکنند، جایی که چند مسیر یا جریان فکری به هم میپیوندند و مفهومی یکپارچه شکل میگیرد. این کاربرد معنایی، واژه را از صرفاً یک اصطلاح فنی فراتر برده و به سطحی استعاری و تفکری ارتقاء میدهد.
همچنین، «nexus» میتواند به رابطههای علت و معلولی نیز اشاره داشته باشد. در این کاربرد، واژه نشان میدهد که چگونه یک عنصر مرکزی یا نقطهی اتصال میتواند بر جریانها، تصمیمها یا نتایج تأثیر بگذارد و عملکرد اجزاء مختلف را هماهنگ نماید. این نوع نگاه، اهمیت نقش واسطهها و نقاط اتصال در هر سیستم پیچیدهای را برجسته میکند.
مفهوم «nexus» یادآور اهمیت پیوندها و اتصالات در دنیای مدرن است. چه در ارتباطات انسانی، چه در فناوری و چه در جریان اطلاعات، شناخت و مدیریت این نقاط مرکزی میتواند به کارآمدی بیشتر، همگرایی و درک بهتر پیچیدگیها کمک کند. این واژه تأکیدی است بر این که هیچ جزء به تنهایی کامل نیست و ارزش واقعی در نحوهی اتصال و تعامل میان اجزاء آشکار میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «nexus» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nexus