آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۵

      Nexus

      ˈneksəs ˈneksəs

      شکل جمع:

      nexuses

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از nexus به‌جای nexuses استفاده کرد.

      معنی nexus | جمله با nexus

      noun singular countable formal C2

      مرکز، کانون، هسته

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      For many, their family home is the emotional nexus of their lives, providing comfort and stability.

      برای بسیاری، خانه‌ی پدری کانون عاطفی زندگی‌شان است که آسایش و ثبات را فراهم می‌کند.

      The internet has emerged as the primary nexus for global communication, facilitating rapid information exchange across continents.

      اینترنت به‌عنوان کانون اصلی ارتباطات جهانی ظهور کرده و تبادل سریع اطلاعات را در سراسر قاره‌ها تسهیل می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The financial district of a major city often serves as the nexus of economic activity, attracting businesses and investors.

      منطقه‌ی مالی یک شهر بزرگ اغلب به‌عنوان مرکز فعالیت اقتصادی عمل می‌کند و کسب‌وکارها و سرمایه‌گذاران را جذب می‌کند.

      noun countable uncountable C2

      سلسله، پیوند، ارتباط، اتصال، رابطه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      There's a clear nexus between regular exercise and improved mental well-being.

      ارتباط واضحی بین ورزش منظم و بهبود سلامت روان وجود دارد.

      The intricate nexus between economic policy and social inequality requires comprehensive analysis to formulate effective solutions.

      سلسله ارتباطات پیچیده بین سیاست اقتصادی و نابرابری اجتماعی نیازمند تحلیل جامع برای تدوین راه‌حل‌های مؤثر است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nexus

      1. noun that which unites or binds
        Synonyms:
        link tie bond connection union knot center core network ligament ligature yoke vinculum

      سوال‌های رایج nexus

      معنی nexus به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Nexus» در زبان فارسی به «پیوند» یا «ارتباط مرکزی» ترجمه می‌شود.

      «Nexus» به مفهومی اشاره دارد که در آن چند عنصر، ایده، گروه یا پدیده به شکل مرکزی یا مهم به هم متصل می‌شوند. این واژه اغلب برای نشان دادن نقطه‌ای از اتصال و تعامل میان اجزاء مختلف به کار می‌رود و بیانگر این است که آن نقطه یا عنصر نقش کلیدی در ایجاد هماهنگی یا جریان میان اجزاء مختلف دارد. به همین دلیل، «nexus» بار معنایی سازمان‌دهنده و مرکزی دارد و معمولاً به جایی اطلاق می‌شود که بدون آن، ارتباط میان اجزاء دیگر به شکل مؤثر برقرار نمی‌شود.

      این واژه در زمینه‌های علمی، فناوری، اجتماعی و اقتصادی کاربرد فراوان دارد. به عنوان مثال، در فناوری اطلاعات، «nexus» می‌تواند به یک شبکه یا پلتفرم مرکزی اشاره کند که چند سیستم یا سرویس مختلف را به هم متصل می‌سازد. در علوم اجتماعی نیز این کلمه برای توصیف نقاطی به کار می‌رود که تعاملات انسانی، فرهنگی یا اقتصادی در آن‌ها متمرکز می‌شود و جریان اطلاعات و منابع از طریق آن‌ها مدیریت می‌شود.

      در متون ادبی و فلسفی نیز «nexus» به عنوان نقطه‌ی پیوند میان ایده‌ها و مفاهیم مختلف به کار می‌رود. نویسندگان و متفکران از این واژه برای بیان ارتباط عمیق میان موضوعات، تجربیات یا احساسات استفاده می‌کنند، جایی که چند مسیر یا جریان فکری به هم می‌پیوندند و مفهومی یکپارچه شکل می‌گیرد. این کاربرد معنایی، واژه را از صرفاً یک اصطلاح فنی فراتر برده و به سطحی استعاری و تفکری ارتقاء می‌دهد.

      همچنین، «nexus» می‌تواند به رابطه‌های علت و معلولی نیز اشاره داشته باشد. در این کاربرد، واژه نشان می‌دهد که چگونه یک عنصر مرکزی یا نقطه‌ی اتصال می‌تواند بر جریان‌ها، تصمیم‌ها یا نتایج تأثیر بگذارد و عملکرد اجزاء مختلف را هماهنگ نماید. این نوع نگاه، اهمیت نقش واسطه‌ها و نقاط اتصال در هر سیستم پیچیده‌ای را برجسته می‌کند.

      مفهوم «nexus» یادآور اهمیت پیوندها و اتصالات در دنیای مدرن است. چه در ارتباطات انسانی، چه در فناوری و چه در جریان اطلاعات، شناخت و مدیریت این نقاط مرکزی می‌تواند به کارآمدی بیشتر، همگرایی و درک بهتر پیچیدگی‌ها کمک کند. این واژه تأکیدی است بر این که هیچ جزء به تنهایی کامل نیست و ارزش واقعی در نحوه‌ی اتصال و تعامل میان اجزاء آشکار می‌شود.

      ارجاع به لغت nexus

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nexus» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nexus

      لغات نزدیک nexus

      • - next-day service
      • - next-door
      • - nexus
      • - nf
      • - nfd
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.