شکل نوشتاری دیگر این لغت: هموطن
همچنین میتوان از هممیهن بهجای هموطن استفاده کرد.
compatriot, countryman, countrywoman, fellow countryman, fellow countrywoman, fellow citizen, paisano
compatriot
countryman
countrywoman
fellow countryman
fellow countrywoman
fellow citizen
paisano
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هموطنان عزیز
dear compatriots
وفاداری هموطن به کشورش در رفتارهایش مشهود بود.
The countryman’s loyalty to his nation was evident in his actions.
هموطن بودن
to be compatriots
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «هموطن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/هموطن