گذشتهی ساده:
linkedشکل سوم:
linkedسومشخص مفرد:
linksوجه وصفی حال:
linkingشکل جمع:
linksارتباط، رابطه، اتصال، پیوند، ربط، پیوست، بخش
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Medical research has proven the link between smoking and cancer.
پژوهشهای پزشکی رابطهی سیگار کشیدن و سرطان را اثبات کرده است.
a new telephone link between two towns
ارتباط جدید تلفنی میان دو شهر
family links
پیوندهای خانوادگی
a link with the past
رابطهای با گذشته
تکنولوژی کامپیوتر لینک (پیوندی بین اسناد در اینترنت)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Click the link to open the article.
برای باز کردن مقاله روی لینک کلیک کنید.
She sent me a link to the funny video.
او لینک ویدیوی خندهدار را برایم فرستاد.
Please paste the link into the chat.
لطفاً لینک را در چت جایگذاری کنید.
حلقه (در یک زنجیر یا زنجیره)
He repaired the broken link with pliers.
او با انبردست حلقهی شکسته را وصل کرد.
a link of sausage
یک حلقه سوسیس
The jeweler inspected each link of the necklace.
جواهرساز هر حلقهی گردنبند را بازرسی کرد.
مرتبط بودن، ارتباط داشتن، ربط داشتن، مربوط بودن
The two tank columns were to link up near Kermanshah.
قرار بود که دو ستون تانک در نزدیکی کرمانشاه به هم بپیوندند.
These two crimes may be linked.
این دو جنایت ممکن است به هم مربوط باشند.
متصل کردن، جفت کردن، پیوند دادن، وصل کردن
This bridge will link those two villages.
این پل آن دو دهکده را به هم وصل خواهد کرد.
They walked with their arms linked.
آنها درحالیکه دستهایشان را در هم حلقه کرده بودند، قدم میزدند.
تکنولوژی کامپیوتر لینک کردن، پیوند دادن
I will link the document to the email.
من سند را به ایمیل لینک خواهم کرد.
Can you link these two files?
میتوانی این دو فایل را لینک کنی؟
She linked her social media accounts for easier sharing.
او حسابهای شبکههای اجتماعیاش را برای اشتراکگذاری آسانتر لینک کرد.
متصل شدن، جفت شدن، به هم پیوستن، پیوند خوردن
The two islands are linked by a bridge.
دو جزیره با یک پل به هم متصل شدهاند.
Her laptop automatically links to the Wi-Fi.
لپتاپ او بهطور خودکار به وایفای متصل میشود.
لینک (یکی از تقسیمات استاندارد زنجیر نقشهبرداری که ۷.۹۲ اینچ (۲۰.۱ سانتیمتر) طول دارد)
Count the links between the two pegs.
لینکهای بین دو میخ را بشمار.
The distance was two hundred links from the starting point.
فاصله از نقطهی شروع، دویست لینک بود.
Each link of the chain is 7.92 inches long.
هر لینک زنجیر ۷.۹۲ اینچ طول دارد.
پوشاک دکمه سرآستین
He fastened the silver link onto his cuff before leaving.
پیش از خروج، دکمه سرآستین نقرهایاش را به سرآستین بست.
Her gold link sparkled under the ballroom lights.
دکمه سرآستین طلاییاش زیر نور سالن رقص میدرخشید.
مکانیک میلهی اتصال (برای انتقال نیرو یا حرکت)
The mechanic replaced the broken link in the steering system.
مکانیک میلهی اتصال شکسته در سیستم فرمان را تعویض کرد.
A bent link can cause the piston to move off-center.
میلهی اتصال خمیده میتواند باعث شود که پیستون از مرکز حرکت کند.
Lubricate the link periodically to prevent wear.
برای جلوگیری از ساییدگی، میلهی اتصال را بهطور دورهای روغنکاری کنید.
برق سیم فیوز
The link in the wiring melted and stopped the current.
سیم فیوز در سیمکشی ذوب شد و جریان را قطع کرد.
You need to replace the blown link to restore power.
برای بازگرداندن برق، باید سیم فیوز سوخته را تعویض کنی.
Heat caused the link to fail and the circuit opened.
گرما باعث شد سیم فیوز از کار بیفتد و مدار باز شود.
واحد، بخش، قطعه
the weak link in the evidence
بخش ضعیف ادله و شواهد
He inspected every link for signs of corrosion.
او هر قطعه را برای نشانههای زنگزدگی بررسی کرد.
مشعل، چراغ موشی
The shepherd carried a link to light his path at night.
چوپان یک مشعل به همراه داشت تا مسیرش را در شب روشن کند.
The miners carried links into the tunnel before starting work.
معدنچیان چراغهای موشی را قبلاز شروع کار وارد تونل کردند.
(انگلیسی اسکاتلندی) سریع و با زیرکی پریدن
The fox linked over the stream and disappeared into the bushes.
روباه سریع و با زیرکی از روی جوی پرید و در میان بوتهها ناپدید شد.
She linked onto the moving cart without making a sound.
او بیصدا و با زیرکی روی کالسکهی درحال حرکت پرید.
He linked up onto the roof to grab the package.
او سریع و با زیرکی روی سقف پرید تا بسته را بردارد.
کلیک کردن روی لینک
a chain is as strong as its weakest link
استحکام زنجیر بستگی به استحکام ضعیفترین بند آن دارد، نکات ضعف هر چیز نشانگر میزان قدرت آن هستند
استحکام هر زنجیر به اندازهی استحکام سستترین حلقهی آن است.
گذشتهی ساده link در زبان انگلیسی linked است.
شکل سوم link در زبان انگلیسی linked است.
شکل جمع link در زبان انگلیسی links است.
وجه وصفی حال link در زبان انگلیسی linking است.
سومشخص مفرد link در زبان انگلیسی links است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «link» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/link