گذشتهی ساده:
identifiedشکل سوم:
identifiedسومشخص مفرد:
identifiesوجه وصفی حال:
identifyingشناسایی کردن، تشخیص دادن، شناختن، مورد شناسایی قرار دادن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
Researchers are striving to identify the key factors contributing to climate change and its global impacts.
محققان در تلاشند تا عوامل کلیدی مؤثر بر تغییرات اقلیمی و تأثیرات جهانی آن را شناسایی کنند.
Each animal can identify the sounds of its own species.
هر جانوری میتواند آوای همنوع خود را تشخیص دهد.
Two of the burned bodies could not be identified.
دو تا از جسدهای سوخته را نمیشد شناسایی کرد.
Students must learn to identify credible sources of information when conducting academic research online.
دانشجویان باید یاد بگیرند که هنگام انجام تحقیقات آکادمیک آنلاین، منابع معتبر اطلاعات را شناسایی کنند.
Can you identify every child in this photograph?
آیا میتوانید هر یک از بچههایی را که در این عکس هستند شناسایی کنید؟
مشخص کردن، پیدا کردن، کشف کردن، تعیین کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This card will identify you as a club member.
این کارت شما را بهعنوان عضو باشگاه مشخص میکند.
The study aims to identify the key factors contributing to urban sprawl in developing nations.
این مطالعه قصد دارد عوامل کلیدی مؤثر بر گسترش بیرویه شهرنشینی در کشورهای درحال توسعه را پیدا کند.
He identified four major issues.
او چهار مطلب اصلی را مشخص کرد.
قدیمی همسان دانستن، یکی دانستن، همانند پنداشتن، یکی پنداشتن، برابر دانستن
Wealth cannot be identified with happiness.
ثروت را نمیتوان با خوشی یکی دانست.
It is a common misconception to identify technological advancement exclusively with societal progress, overlooking potential ethical dilemmas.
یک تصور غلط رایج است که پیشرفت تکنولوژیکی را منحصراً با پیشرفت اجتماعی یکی بدانیم و از معضلات اخلاقی احتمالی غافل شویم.
He tried to identify socialism with justice.
او کوشید که سوسیالیسم را با عدالت یکی قلمداد کند.
Many people identify wealth with happiness, but they are not always the same.
بسیاری از مردم ثروت را با خوشبختی یکی میدانند، اما آنها همیشه یکسان نیستند.
هویت را مشخص کردن، تعیین هویت کردن
Can you identify the person who left this package?
آیا میتوانید فردی را که این بسته را گذاشته است، تعیین هویت کنید؟
The police are trying to identify the owner of the lost dog.
پلیس در تلاش است تا صاحب سگ گمشده را تعیین هویت کند.
Researchers endeavor to identify the specific genetic markers associated with increased susceptibility to certain autoimmune diseases.
محققان تلاش میکنند تا نشانگرهای ژنتیکی خاص مرتبط با افزایش حساسیت به برخی بیماریهای خودایمنی را تعیین هویت کنند.
همذاتپنداری کردن، همدلی کردن
Many people identify with the struggles of the main character in the novel.
بسیاری از مردم با مشکلات شخصیت اصلی رمان همذاتپنداری میکنند.
In analyzing societal reactions to climate change, it is crucial to identify with the diverse perspectives of affected communities to formulate effective mitigation strategies.
در تحلیل واکنشهای جامعه به تغییرات اقلیمی ضروری است که با دیدگاههای متنوع جوامع آسیبدیده همدلی کنیم تا راهبردهای کاهش مؤثر تدوین شود.
احساس نزدیکی کردن، احساس همدردی کردن، خود را جای کسی گذاشتن، کسی را درک کردن، همذاتپنداری کردن
گذشتهی ساده identify در زبان انگلیسی identified است.
شکل سوم identify در زبان انگلیسی identified است.
وجه وصفی حال identify در زبان انگلیسی identifying است.
سومشخص مفرد identify در زبان انگلیسی identifies است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «identify» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/identify