آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴

      Unidentified

      ˌʌnaɪˈdentɪfaɪd ˌʌnaɪˈdentɪfaɪd

      معنی unidentified | جمله با unidentified

      adjective

      شناخته‌نشده، ناشناخته، ناشناس، مجهول، بی‌نام‌ونشان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      An unidentified person contacted the police and gave the names of whom involved in the robbery.

      فردی ناشناس با پلیس تماس گرفت و اسامی سارقان را اعلام کرد.

      an unidentified woman

      زنی بی‌نام‌ونشان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unidentified

      1. adjective secret
        Synonyms:
        unknown anonymous unfamiliar unnamed unrecognized mysterious not known unmarked unrevealed nameless pseudonymous unclassified
        Antonyms:
        known public identified

      لغات هم‌خانواده unidentified

      noun
      identification, identity
      adjective
      identifiable, unidentified
      verb - transitive
      identify

      سوال‌های رایج unidentified

      معنی unidentified به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «unidentified» در فارسی به «ناشناس» یا «نامشخص» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «unidentified» معمولاً برای اشاره به چیزی یا کسی به کار می‌رود که هویت، ماهیت یا ویژگی‌هایش هنوز مشخص نشده است. این واژه می‌تواند در حوزه‌های گوناگون مانند علم، فناوری، امنیت، پزشکی، و حتی داستان‌نویسی استفاده شود. برای مثال، عبارت «unidentified object» به معنای «شیء ناشناس» است و می‌تواند به هر چیزی از یک بسته‌ی بدون برچسب گرفته تا پدیده‌های هوایی مرموز اشاره داشته باشد.

      در متون علمی و رسمی، «unidentified» زمانی کاربرد دارد که هنوز داده‌ها یا شواهد کافی برای تعیین دقیق هویت یا ماهیت وجود ندارد. مثلاً در پزشکی، یک بیماری ممکن است در ابتدا «unidentified» نامیده شود تا زمانی که آزمایش‌ها و تحقیقات بیشتر انجام شود. همین رویکرد در باستان‌شناسی یا تحقیقات جنایی نیز رایج است، جایی که اشیاء یا افراد ناشناس نیاز به شناسایی دقیق دارند.

      از نظر زبانی، این واژه ترکیبی از پیشوند «un-» به معنای «غیر» یا «نا» و «identified» به معنای «شناسایی‌شده» است. بنابراین معنای تحت‌اللفظی آن «شناسایی‌نشده» است. این ساختار در انگلیسی برای ساختن صفت‌های منفی یا بیان حالت فقدان ویژگی به کار می‌رود.

      کاربرد «unidentified» می‌تواند هم خنثی و هم هیجان‌انگیز باشد. در زندگی روزمره، ممکن است کسی بگوید «I got a call from an unidentified number» یعنی «از یک شماره‌ی ناشناس تماس داشتم». اما در داستان‌های علمی‌تخیلی، عبارت «unidentified flying object» (UFO) بار معنایی پررمز و راز و حتی گاهی ترسناک پیدا می‌کند.

      «unidentified» واژه‌ای چندمنظوره است که به دلیل دقت و ابهامی که منتقل می‌کند، در حوزه‌های تخصصی و عمومی به‌طور گسترده استفاده می‌شود. بسته به بافت جمله، این کلمه می‌تواند معنایی ساده و روزمره یا حسی پر از راز و ناشناختگی ایجاد کند.

      ارجاع به لغت unidentified

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unidentified» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unidentified

      لغات نزدیک unidentified

      • - unicycle
      • - unidentifiable
      • - unidentified
      • - unidimensional
      • - unidirection
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.