آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

      Pinpoint

      ˈpɪnpɔɪnt ˈpɪnpɔɪnt

      گذشته‌ی ساده:

      pinpointed

      شکل سوم:

      pinpointed

      سوم‌شخص مفرد:

      pinpoints

      وجه وصفی حال:

      pinpointing

      شکل جمع:

      pinpoints

      معنی pinpoint | جمله با pinpoint

      verb - transitive C2

      با دقت مشخص کردن، تعیین کردن، نشانه‌گذاری دقیق کردن، یافتن نقطه‌ی دقیق

      This radar can pinpoint the position of an aircraft.

      این رادار می‌تواند جای هواپیما را دقیقاً معلوم کند.

      They try to pinpoint the causes of student suicides.

      آنان می‌کوشند علل خودکشی دانشجویان را دقیقاً مشخص کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Bombers pinpointed oil refineries.

      بمب‌افکن‌ها پالایشگاه‌های نفت را هدف‌گیری کردند.

      Pinpoint heavy bombs on the most vulnerable points.

      بمب‌های سنگین را روی آسیب‌پذیرترین نقاط هدف‌گیری کن.

      verb - transitive C2

      شرح دادن، خاطرنشان کردن، کشف کردن، پیدا کردن (حقایق)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He pinpointed some of the important facts.

      او برخی از نکات مهم را خاطر نشان کرد.

      Doctors are working hard to pinpoint the cause of the patient’s symptoms.

      پزشکان سخت در تلاشند تا علت علائم بیمار را با دقت پیدا کنند.

      noun countable

      نقطه‌ی ریز، لکه‌ی کوچک

      A pinpoint of light could be seen at the end of the tunnel.

      در انتهای تونل نور ضعیفی دیده می‌شد.

      There is not a pinpoint of difference between these two.

      یک سر سوزن فرق بین این دو وجود ندارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      millions of pinpoint holes

      میلیون‌ها سوراخ ریز

      a pinpoint of dust

      یک ذره گرد و خاک

      The pilot hit his pinpoint.

      خلبان (بمب را) به هدف زد.

      adjective

      دقیق، مشخص، واضح

      We need pinpoint information to make the right decision.

      برای گرفتن تصمیم درست، به اطلاعات بسیار دقیق نیاز داریم.

      His pinpoint analysis helped solve the problem quickly.

      تحلیل دقیق او به‌سرعت به حل مشکل کمک کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      pinpoint targets

      هدف‌های دقیقاً معین

      with pinpoint accuracy

      با دقت موشکافانه

      pinpoint bombardment

      بمباران دقیق

      pinpoint planning

      برنامه‌ریزی مو‌به‌مو (دقیق)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pinpoint

      1. verb define, locate
        Synonyms:
        identify recognize spot place distinguish diagnose determine home in on get a fix on finger
        Antonyms:
        lose be ambiguous
      1. noun a very small mark
        Synonyms:
        speck dash dot fleck point spot
      1. verb to establish the identification of
        Synonyms:
        identify finger aim place diagnose distinguish nail exact recognize fix locate point precise spot
        Antonyms:
        lose be ambiguous

      Collocations

      pinpoint of light

      نقطه نورانی کوچک، نقطه نور

      سوال‌های رایج pinpoint

      گذشته‌ی ساده pinpoint چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pinpoint در زبان انگلیسی pinpointed است.

      شکل سوم pinpoint چی میشه؟

      شکل سوم pinpoint در زبان انگلیسی pinpointed است.

      شکل جمع pinpoint چی میشه؟

      شکل جمع pinpoint در زبان انگلیسی pinpoints است.

      وجه وصفی حال pinpoint چی میشه؟

      وجه وصفی حال pinpoint در زبان انگلیسی pinpointing است.

      سوم‌شخص مفرد pinpoint چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pinpoint در زبان انگلیسی pinpoints است.

      ارجاع به لغت pinpoint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pinpoint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pinpoint

      لغات نزدیک pinpoint

      • - pinot
      • - pinot noir
      • - pinpoint
      • - pinpoint of light
      • - pinprick
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.