آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Dot

      dɑːt dɒt

      گذشته‌ی ساده:

      dotted

      شکل سوم:

      dotted

      سوم‌شخص مفرد:

      dots

      وجه وصفی حال:

      dotting

      شکل جمع:

      dots

      معنی dot | جمله با dot

      noun countable B2

      نقطه، خال، لکه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      There is a dot on the "i."

      روی «i» یک نقطه است.

      From a distance those islands appeared as tiny dots.

      از فاصله‌ی دور آن جزایر همچون نقطه‌های کوچک دیده می‌شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Put a dot in front of those who have come.

      جلو اسم آن‌هایی که آمده‌اند یک نقطه بگذار.

      the telltale dots of measles

      لکه‌های آشکار (بیماری) سرخک

      polka dot

      خال خال، خالدار

      dot and carry

      ده بر یک

      verb - transitive

      نقطه‌دار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      a dotted line

      خط نقطه‌چین، خط مقطع، خط نقطه‌ای

      Rustic houses dotted the landscape.

      خانه‌های روستایی چشم‌انداز را نقطه‌نقطه کرده بودند.

      verb - intransitive

      نقطه گذاشتن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dot

      1. noun tiny mark, drop
        Synonyms:
        spot point speck particle drop droplet grain circle pinpoint dab fleck mite mote iota jot atom tittle flyspeck
      1. verb make spot(s)
        Synonyms:
        spot fleck pepper sprinkle stud dab stipple freckle bespeckle dabble pimple

      Collocations

      dotted line

      خط نقطه‌چین

      Idioms

      dot one's i's and cross one's t's

      بسیار دقت کردن

      on the dot

      (عامیانه) درست سر ساعت، درست به موقع

      the year dot

      (انگلیس - عامیانه) سالها پیش

      سوال‌های رایج dot

      گذشته‌ی ساده dot چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده dot در زبان انگلیسی dotted است.

      شکل سوم dot چی میشه؟

      شکل سوم dot در زبان انگلیسی dotted است.

      شکل جمع dot چی میشه؟

      شکل جمع dot در زبان انگلیسی dots است.

      وجه وصفی حال dot چی میشه؟

      وجه وصفی حال dot در زبان انگلیسی dotting است.

      سوم‌شخص مفرد dot چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد dot در زبان انگلیسی dots است.

      ارجاع به لغت dot

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dot» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dot

      لغات نزدیک dot

      • - dost
      • - dostoevski or dostoyevsky
      • - dot
      • - dot matrix
      • - dot matrix printer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.