آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Grain

      ɡreɪn ɡreɪn

      شکل جمع:

      grains

      معنی grain | جمله با grain

      noun countable uncountable C2

      گیاه‌شناسی دانه، غله

      grain, دانه، غله
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      a few grains of wheat

      چند دانه گندم

      Bran is the hard layers of cereal grain surrounding the endosperm.

      سبوس لایه‌های سخت دانه‌ی غلات است که اندوسپرم (درون‌دانه) را احاطه کرده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      long-grain rice

      برنج دانه‌دراز

      Iowa produces different grains.

      ایالت آیووا غلات گوناگونی را تولید می‌کند.

      noun countable

      دانه (نمک و شن و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The chef sprinkled a pinch of salt grain onto the dish.

      سرآشپز مقداری دانه نمک روی غذا پاشید.

      fine grains of sand

      دانه‌های ریز شن

      noun singular uncountable

      مجازی ذره، ریزه، خرده، جو

      a grain of sense

      ذره‌ای شعور

      She had a grain of hope left in her heart.

      ذره‌ای امید در دلش مانده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He had a grain of courage.

      یک جو شجاعت داشت.

      noun countable uncountable

      (عکاسی) گرین (کوچک‌ترین ذره‌ی میکروسکوپی تشکیل‌دهنده‌ی تصویر)

      The photographer chose a film with a fine grain to capture the details of the scene.

      عکاس فیلمی با گرین ریز انتخاب کرد تا جزئیات صحنه را ثبت کند.

      The fine grain in this print showcases the photographer's attention to detail.

      گرین ریز در این عکس توجه عکاس به جزئیات را نشان می‌دهد.

      noun singular

      رگه (در چوب و چرم و غیره)

      She admired the grain of the wooden carving.

      او رگه‌ی کنده‌کاری چوبی را ستود.

      The grain of the oak table gave it a beautiful look.

      رگه‌ی میز بلوط جلوه‌ای زیبا به آن بخشیده است.

      noun countable

      قدیمی دانه، گرین (یکای اندازه‌گیری جرم معادل ۶۴٫۷۹۸۹۱ میلی‌گرم)

      He weighed the precious gemstone, and it came out to be 10 grains.

      او سنگ قیمتی را وزن کرد و معلوم شد که ۱۰ دانه است.

      A grain is used to measure the weight of bullets in firearms.

      از گرین برای اندازه‌گیری وزن گلوله در سلاح گرم استفاده می‌شود.

      noun

      قرمزدانه

      The grain was a vibrant shade of red, perfect for dyeing fabric.

      این قرمزدانه رنگ قرمز زنده‌ای داشت که برای رنگ کردن پارچه مناسب بود.

      She mixed the grain with boiling water.

      قرمزدانه را با آب‌جوش مخلوط کرد.

      noun

      طینت، خو

      It goes against my grain.

      با طینت من جور در نمی‌آید.

      She had a stubborn grain.

      خوی سرسختی داشت.

      verb - intransitive verb - transitive

      دانه‌دانه کردن، به‌صورت ذرات ریز درآوردن، دانه‌دانه شدن، به‌صورت ذرات ریز درآمدن

      The mill grinds the wheat to grain for making flour.

      آسیاب برای تهیه‌ی آرد، گندم را به‌صورت ذرات ریز درمی‌آورد.

      The sculptor grained the clay.

      مجسمه‌ساز خاک رس را دانه‌دانه کرد.

      verb - transitive

      چوب‌نما کردن، سنگ‌نما کردن (رنگ زدن و نقش‌ونگار مصنوعی ایجاد کردن روی اجسام و دیوار و غیره)

      He learned how to grain furniture.

      نحوه‌ی چوب‌نما کردن مبلمان را آموخت.

      The decorator grained the walls of the room.

      دکوراتور دیوارهای اتاق را سنگ‌نما کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grain

      1. noun seed, piece
        Synonyms:
        piece bit fragment crumb particle scrap morsel drop speck ounce trace kernel pellet mite modicum spark smidgen scruple iota jot whit mote tittle atom molecule grist corn cereal granule scintilla
      1. noun texture of fabric
        Synonyms:
        surface pattern character weave fiber tissue nap make-up direction tendency current staple tooth weft striation warp and woof

      Idioms

      against the (or one's) grain

      برخلاف میل یا طینت کسی، ناخوشایند، رنجه‌آور

      with a grain of salt

      با شک و تردید، با بدبینی

      با بدبینی، با ناباوری، با شک و تردید

      against the grain

      به طور عمود بر آوندهای چوب، برخلاف میل یا ظرفیت شخص

      take something with a grain of salt

      (چیزی را) به‌آسانی باور نکردن، به‌آسانی نپذیرفتن، با شک و تردید نگاه کردن

      سوال‌های رایج grain

      معنی grain به فارسی چی میشه؟

      واژه "grain" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متنوعی دارد که هر یک از آن‌ها در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادامه به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب مرتبط با این واژه می‌پردازیم.

      معانی واژه "grain"

      1. غله و دانه: یکی از رایج‌ترین معانی "grain" به دانه‌های غلات مانند گندم، برنج، جو و ذرت اشاره دارد. این دانه‌ها منبع اصلی تغذیه انسان و دام‌ها هستند و در بسیاری از فرهنگ‌ها نقش اساسی در رژیم غذایی دارند.

      2. ذرات کوچک: "grain" همچنین به معنی ذرات کوچک یا ریز نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، در زبان علمی می‌توان از آن برای توصیف ذراتی مانند دانه‌های شن یا نمک استفاده کرد.

      3. رنگ‌دانه: در هنر و عکاسی، "grain" به ساختار و بافت تصویر اشاره دارد. در عکاسی آنالوگ، دانه‌های ریز فیلم باعث ایجاد بافت خاصی در عکس می‌شوند.

      4. گرا در چوب: در صنعت چوب، "grain" به الگو و بافت طبیعی چوب اشاره دارد. این بافت می‌تواند به زیبایی و استحکام چوب کمک کند و در انتخاب نوع چوب برای پروژه‌های مختلف مهم است.

      نکات جالب درباره "grain"

      - نقش اقتصادی: دانه‌های غلات بخش عمده‌ای از تجارت جهانی را تشکیل می‌دهند. کشورهای مختلف به تولید و صادرات غلات متکی هستند و این امر تأثیر زیادی بر اقتصاد آن‌ها دارد.

      - تاریخچه: کشف کشاورزی و کاشت دانه‌های غلات یکی از تحولات اساسی در تاریخ بشر بوده است. این تغییر باعث ایجاد جوامع بزرگ و شهرنشینی شد.

      - انواع غلات: انواع مختلفی از غلات وجود دارد که هر کدام خواص و فواید خاص خود را دارند. به عنوان مثال، گندم به عنوان یکی از پرمصرف‌ترین غلات، منبع غنی از کربوهیدرات و پروتئین است.

      - استفاده در صنعت: علاوه بر مصرف خوراکی، دانه‌های غلات در صنایع مختلف نیز کاربرد دارند. به عنوان مثال، نشاسته حاصل از ذرت در تولید مواد غذایی و صنایع دارویی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      - تأثیر بر محیط زیست: کشاورزی غلات تأثیرات قابل توجهی بر محیط زیست دارد. استفاده از سموم و کودها می‌تواند به آلودگی خاک و آب منجر شود. به همین دلیل، کشاورزی پایدار و استفاده از روش‌های ارگانیک در حال افزایش است.

      - تغذیه و سلامت: غلات کامل به عنوان منبع فیبر، ویتامین‌ها و مواد معدنی شناخته شده‌اند. مصرف این نوع غلات می‌تواند به بهبود سلامت عمومی و کاهش خطر بیماری‌های مزمن کمک کند.

      شکل جمع grain چی میشه؟

      شکل جمع grain در زبان انگلیسی grains است.

      ارجاع به لغت grain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «grain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/grain

      لغات نزدیک grain

      • - graian alps
      • - grail
      • - grain
      • - grain alcohol
      • - grain elevator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.