آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

      Investment

      ɪnˈvestmənt ɪnˈvestmənt

      شکل جمع:

      investments

      معنی investment | جمله با investment

      noun countable uncountable B2

      سرمایه‌گذاری، تخصیص سرمایه، صرف (وقت، انرژی، تلاش)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Reading every day is an investment in your future.

      مطالعه‌ی روزانه، سرمایه‌گذاری‌ای برای آینده‌ی شماست.

      The project failed because there wasn’t enough investment of time and effort.

      این پروژه شکست خورد چون وقت و تلاش کافی برای آن صرف نشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His investment in the company is considerable.

      سرمایه‌گذاری او در شرکت زیاد است.

      She lost her investment.

      او سرمایه‌گذاری خود را از دست داد.

      My investment of time in writing this book

      صرف وقت من در نگارش این کتاب

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد investment

      1. noun something given, lent for a return
        Synonyms:
        money loan advance contribution finance asset property expense expenditure grant backing venture stake speculation transaction interests financing investing purchase piece bail endowment plunge stab spec hunch flutter inside ante vested interests smart money
        Antonyms:
        divestment

      لغات هم‌خانواده investment

      noun
      investment, investor
      verb - transitive
      invest

      سوال‌های رایج investment

      معنی investment به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «investment» در زبان فارسی به «سرمایه‌گذاری» ترجمه می‌شود.

      «سرمایه‌گذاری» به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن فرد یا سازمان منابع مالی، زمانی یا انرژی خود را صرف خرید دارایی‌ها، پروژه‌ها یا فعالیت‌هایی می‌کند که انتظار می‌رود در آینده سود یا منافع اقتصادی برایشان به همراه داشته باشد. این عمل یکی از ارکان مهم اقتصاد و مدیریت مالی است و نقش کلیدی در رشد اقتصادی، توسعه کسب‌وکارها و افزایش ثروت افراد ایفا می‌کند. سرمایه‌گذاری می‌تواند در قالب‌های مختلفی مانند خرید سهام، اوراق قرضه، ملک، راه‌اندازی کسب‌وکار یا حتی آموزش و توسعه مهارت‌ها صورت گیرد.

      از دیدگاه اقتصادی، سرمایه‌گذاری موجب ایجاد ظرفیت‌های جدید تولیدی، اشتغال‌زایی و افزایش بهره‌وری می‌شود. وقتی منابع به شکل هوشمندانه به پروژه‌ها یا دارایی‌هایی تخصیص یابد که بازدهی مناسبی داشته باشند، چرخه‌ی اقتصادی فعال‌تر شده و رشد پایدارتری حاصل می‌شود. به همین دلیل، دولت‌ها و نهادهای مالی با ارائه تسهیلات، معافیت‌های مالیاتی و سیاست‌های حمایتی، سرمایه‌گذاری را تشویق می‌کنند تا شرایط مساعدی برای توسعه فراهم آید.

      در حوزه‌ی شخصی، سرمایه‌گذاری نقشی حیاتی در برنامه‌ریزی مالی افراد دارد. با سرمایه‌گذاری مناسب، افراد می‌توانند ارزش پول خود را حفظ کنند، در برابر تورم مقاومت کنند و منابع مالی لازم برای اهداف بلندمدت مانند خرید مسکن، تحصیل فرزندان یا دوران بازنشستگی را فراهم کنند. انتخاب نوع سرمایه‌گذاری بستگی به عوامل متعددی دارد، از جمله میزان ریسک‌پذیری، افق زمانی، دانش مالی و اهداف شخصی.

      سرمایه‌گذاری‌ها همچنین می‌توانند به دو دسته‌ی اصلی تقسیم شوند: سرمایه‌گذاری مستقیم و غیرمستقیم. در سرمایه‌گذاری مستقیم، فرد یا شرکت خود به‌طور مستقیم در پروژه‌ها یا دارایی‌ها مشارکت می‌کند، مانند خرید یک کارخانه یا راه‌اندازی کسب‌وکار. در سرمایه‌گذاری غیرمستقیم، افراد از طریق نهادهای مالی مانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری یا بانک‌ها اقدام می‌کنند که مدیریت دارایی‌ها بر عهده‌ی متخصصان است. هر کدام از این روش‌ها مزایا و معایب خاص خود را دارد.

      «سرمایه‌گذاری» فراتر از یک فعل مالی ساده است و بخشی از استراتژی‌های توسعه‌ی اقتصادی، رشد فردی و مدیریت منابع به‌شمار می‌رود. موفقیت در سرمایه‌گذاری نیازمند دانش، تحلیل دقیق، تصمیم‌گیری هوشمندانه و درک صحیح از ریسک‌ها و فرصت‌ها است. به همین دلیل، این مفهوم در علوم مالی، اقتصاد و حتی روان‌شناسی اقتصادی مورد توجه ویژه قرار گرفته و نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی ایفا می‌کند.

      شکل جمع investment چی میشه؟

      شکل جمع investment در زبان انگلیسی investments است.

      ارجاع به لغت investment

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «investment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/investment

      لغات نزدیک investment

      • - investitive
      • - investiture
      • - investment
      • - investment bank (or banker)
      • - investment company (or trust)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.