آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ آذر ۱۴۰۴

      Loan

      loʊn ləʊn

      گذشته‌ی ساده:

      loaned

      شکل سوم:

      loaned

      سوم‌شخص مفرد:

      loans

      وجه وصفی حال:

      loaning

      شکل جمع:

      loans

      معنی loan | جمله با loan

      noun countable B1

      اقتصاد وام، قرض

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      The company secured a large loan to expand its operations.

      شرکت برای گسترش فعالیت‌هایش، وام بزرگی دریافت کرد.

      Without a loan, many students cannot afford university tuition.

      بدون وام، بسیاری از دانشجویان نمی‌توانند هزینه‌ی شهریه‌ی دانشگاه را پرداخت کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a bank loan

      وام بانکی

      an interest-free loan

      وام بی‌بهره، قرض‌الحسنه

      a one-hundred-Toman loan

      یک وام صد تومانی

      noun countable uncountable C1

      قرض دادن، قرض گرفتن، به امانت دادن، به امانت گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The paintings are on loan from the national museum.

      این نقاشی‌ها از موزه‌ی ملی به امانت گرفته شده‌است.

      May I have the loan of your dictionary?

      ممکن است لغت‌نامه خود را به من قرض بدهید؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the loan of a pen

      قرض دادن قلم

      to make a loan of something

      چیزی را قرض دادن

      verb - transitive

      عاریه دادن، قرض دادن، امانت دادن

      He loaned me two hundred dollars.

      دویست دلار به من قرض داد.

      The engineer had been loaned to us by the university.

      دانشگاه آن مهندس را به ما قرض داده‌ بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد loan

      1. noun money given temporarily
        Synonyms:
        advance credit allowance mortgage investment accommodation extension trust time payment floater
      1. verb give money, possession temporarily
        Synonyms:
        lend allow advance provide credit accommodate let out lay on one stake touch score scratch
        Antonyms:
        borrow

      Collocations

      on loan

      به قرض (داده شده)، ودیعه دادن، به امانت

      call loan

      وام دیداری

      callable loan

      وام پیش‌پرداخت‌پذیر (که وام گیرنده می‌تواند پیش از موعد بازپرداخت کند)

      inventory loan

      وام تأمین موجودی

      pay back a loan

      بازپرداخت وام

      Collocations بیشتر

      call in a loan

      درخواست بازپرداخت وام

      سوال‌های رایج loan

      گذشته‌ی ساده loan چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده loan در زبان انگلیسی loaned است.

      شکل سوم loan چی میشه؟

      شکل سوم loan در زبان انگلیسی loaned است.

      شکل جمع loan چی میشه؟

      شکل جمع loan در زبان انگلیسی loans است.

      وجه وصفی حال loan چی میشه؟

      وجه وصفی حال loan در زبان انگلیسی loaning است.

      سوم‌شخص مفرد loan چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد loan در زبان انگلیسی loans است.

      ارجاع به لغت loan

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «loan» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/loan

      لغات نزدیک loan

      • - loam
      • - loamy
      • - loan
      • - loan collection
      • - loan shark
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.