آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴

      Lend

      lend lend

      گذشته‌ی ساده:

      lent

      شکل سوم:

      lent

      سوم‌شخص مفرد:

      lends

      وجه وصفی حال:

      lending

      معنی lend | جمله با lend

      verb - transitive A2

      امانت دادن، عاریه دادن (چیزی را برای مدت کوتاهی به کسی دادن به این امید که همان چیز را پس بگیرند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      David lent me his bicycle for a day.

      دیوید دوچرخه‌اش را برای یک روز به من امانت داد.

      The paintings in this room have been lent by private collectors.

      نقاشی‌های این اتاق توسط صاحبان خصوصی آن‌ها به‌طور موقت امانت داده شده‌ است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The neighbors lent us knives and forks.

      همسایه‌ها کارد و چنگال به ما امانت دادند.

      verb - intransitive verb - transitive B2

      اقتصاد کسب‌وکار وام دادن، وام گرفتن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The bank has committed to lending almost £1 million to support the new business.

      بانک متعهد شده است که تقریباً یک میلیون پوند برای حمایت از کسب‌وکار جدید وام دهد.

      The bank refuses to lend to students without a guarantor.

      بانک بدون ضامن به دانشجویان وام نمی‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The bank lends money to business people.

      بانک به کاسب‌کاران وام می‌دهد.

      I will borrow money from my father and lend some of it to my brother.

      از پدرم پول قرض خواهم کرد و مقداری از آن را به برادرم قرض خواهم داد.

      Can you lend me some money until tomorrow?

      آیا می‌توانی تا فردا قدری پول به من قرض بدهی؟

      verb - transitive C1

      کیفیت خاصی بخشیدن، معطوف داشتن، متوجه کردن

      The new curtains lend a modern look to the living room.

      پرده‌های جدید به اتاق نشیمن ظاهری مدرن می‌بخشند.

      Her smile lent a warm feeling to the room.

      لبخند او به فضا حس گرمی بخشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Light lends cheer to a room.

      نور به اتاق حالت شادی می‌بخشد (اتاق را دل‌باز می‌کند).

      His presence lends more legitimacy to the meeting.

      حضور او به جلسه قانونیت بیشتری می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lend

      1. verb loan, accommodate
        Synonyms:
        give grant provide supply advance extend permit allow afford furnish contribute impart present bestow confer entrust oblige let trust stake lay on one accommodate lend-lease shark loan shark
        Antonyms:
        borrow

      Collocations

      give (or lend) countenance (to something)

      حمایت کردن، تأیید کردن

      lend support to

      حمایت کردن از

      Idioms

      lend a hand (to)

      کمک کردن (به)

      lend an ear

      گوش دادن، گوش کردن، شنیدن (با همدلی)

      lend itself (or oneself) to

      به‌ درد خوردن، به ‌کار آمدن، مناسب بودن برای

      سوال‌های رایج lend

      گذشته‌ی ساده lend چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lend در زبان انگلیسی lent است.

      شکل سوم lend چی میشه؟

      شکل سوم lend در زبان انگلیسی lent است.

      وجه وصفی حال lend چی میشه؟

      وجه وصفی حال lend در زبان انگلیسی lending است.

      سوم‌شخص مفرد lend چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lend در زبان انگلیسی lends است.

      ارجاع به لغت lend

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lend» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lend

      لغات نزدیک lend

      • - lemures
      • - lena
      • - lend
      • - lend a hand (to)
      • - lend an ear
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.