Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ شهریور ۱۴۰۴

      Award

      əˈwɔːrd əˈwɔːd

      گذشته‌ی ساده:

      awarded

      شکل سوم:

      awarded

      سوم‌شخص مفرد:

      awards

      وجه وصفی حال:

      awarding

      شکل جمع:

      awards

      معنی award | جمله با award

      verb - transitive B2

      اعطا کردن، اهدا کردن، پاداش دادن، جایزه دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      The organization awarded him for his years of voluntary service.

      سازمان به‌خاطر سال‌ها خدمت داوطلبانه به او پاداش داد.

      The festival committee awarded the best actor prize to a young newcomer.

      کمیته‌ی جشنواره، جایزه‌ی بهترین بازیگر را به تازه‌واردی جوان اهدا کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was awarded two medals.

      دو مدال به او اعطا شد.

      to award a prize for the best composition

      دادن جایزه به بهترین انشا

      After much discussion, she was awarded the point.

      پس از بحث زیاد رأی به نفع او صادر شد (او محق شناخته شد یا امتیاز به او داده شد).

      noun countable B2

      جایزه، پاداش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      His award consisted of a stipend plus free room and board.

      جایزه‌ی او عبارت بود‌ از کمک‌هزینه به‌علاوه‌ی خوابگاه و خوراک مجانی.

      Winning an award at the Academy is a dream for many filmmakers.

      بردن جایزه در آکادمی، رویای بسیاری از فیلم‌سازان است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد award

      1. noun prize or reward
        Synonyms:
        gift donation scholarship grant gold trophy prize reward honor decoration distinction citation accolade order presentation conferral conferment allotment decision verdict decree bestowal gold star feather in cap
      1. verb give prize or reward
        Synonyms:
        give reward grant present bestow confer donate hand out distribute assign allocate allot render dish out apportion accord concede adjudge endow decree sweeten the kitty fork out shell out

      سوال‌های رایج award

      گذشته‌ی ساده award چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده award در زبان انگلیسی awarded است.

      شکل سوم award چی میشه؟

      شکل سوم award در زبان انگلیسی awarded است.

      شکل جمع award چی میشه؟

      شکل جمع award در زبان انگلیسی awards است.

      وجه وصفی حال award چی میشه؟

      وجه وصفی حال award در زبان انگلیسی awarding است.

      سوم‌شخص مفرد award چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد award در زبان انگلیسی awards است.

      ارجاع به لغت award

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «award» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/award

      لغات نزدیک award

      • - awakener
      • - awakening
      • - award
      • - award damages
      • - award presenting an
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.