آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Prize

      praɪz praɪz

      گذشته‌ی ساده:

      prized

      شکل سوم:

      prized

      سوم‌شخص مفرد:

      prizes

      وجه وصفی حال:

      prizing

      شکل جمع:

      prizes

      معنی prize | جمله با prize

      noun countable A2

      جایزه

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The Nobel Prize is one of the most prestigious awards in the world.

      جایزه‌ی نوبل یکی از معتبرترین جوایز جهان است.

      She won first prize in the art competition.

      او در مسابقه‌ی هنری برنده‌ی جایزه‌ی اول شد.

      verb - transitive

      ارزش زیاد قائل شدن، گران‌بها شمردن، مغتنم شمردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      I highly prize his company.

      مصاحبت او را بسیار گرامی می‌دارم.

      The company prizes its employees' dedication and hard work.

      این شرکت فداکاری و سخت‌کوشی کارکنان خود را گران‌بها می‌شمارد.

      verb - transitive

      با اهرم فشار دادن یا بلند کردن

      We prized the parquets off the floor.

      با دیلم پارکت‌های کف اتاق را کندیم.

      We prized out the lid of the box.

      در جعبه را به زور باز کردیم.

      adjective

      برنده، که احتمال برنده شدنش زیاد است، عالی، درجه‌یک

      The prize cow at the county fair was a magnificent specimen.

      گاوی درجه‌یکی که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده بود، نمونه‌ای چشمگیر بود.

      The prize-winning dog was the star of the dog show.

      سگ برنده‌ی جایزه ستاره‌ی شو سگ‌ها بود.

      adjective

      کامل، تمام‌عیار، به تمام معنی

      The storm caused prize chaos.

      طوفان باعث به‌هم‌ریختگی کامل شد.

      The artist's prize masterpiece captivated viewers.

      شاهکار به تمام معنی این هنرمند بینندگان را مجذوب خود کرد.

      noun countable

      غنیمت

      The pirates celebrated their victory by dividing the captured prize among themselves.

      دزدان دریایی پیروزی خود را با تقسیم غنیمت به‌دست‌آمده میان خود جشن گرفتند.

      The privateer attacked enemy vessels and brought back several prizes to the port.

      فرمانده‌ی مزدورناو به کشتی‌های دشمن حمله کرد و چندین غنیمت با خود به بندر آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prize

      1. adjective best
        Synonyms:
        top first-class first-rate outstanding prime choice winning champion topnotch elite pick cream award-winning fat
        Antonyms:
        worst
      1. noun award, winnings
        Synonyms:
        reward bonus winnings jackpot trophy scholarship decoration citation title gold first place championship medal honor acquisition advantage windfall possession capture spoil spoils loot plunder haul premium dividend stakes purse inducement recompense requital privilege carrot bounty plum cake gravy payoff pickings swag guerdon meed pillage laurel crown strokes acquirement feather in cap blue ribbon gold star accolade
        Antonyms:
        punishment blame
      1. noun goal; best
        Synonyms:
        aim desire hope ambition goal gain choice top pick elite pride prime cream gold flower fat conquest
      1. verb value highly
        Synonyms:
        appreciate esteem regard highly treasure cherish hold dear count rate set store by guard apprize enshrine
        Antonyms:
        hate dislike despise not care

      سوال‌های رایج prize

      گذشته‌ی ساده prize چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prize در زبان انگلیسی prized است.

      شکل سوم prize چی میشه؟

      شکل سوم prize در زبان انگلیسی prized است.

      شکل جمع prize چی میشه؟

      شکل جمع prize در زبان انگلیسی prizes است.

      وجه وصفی حال prize چی میشه؟

      وجه وصفی حال prize در زبان انگلیسی prizing است.

      سوم‌شخص مفرد prize چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prize در زبان انگلیسی prizes است.

      ارجاع به لغت prize

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prize

      لغات نزدیک prize

      • - privy seal
      • - prix fixe
      • - prize
      • - prize court
      • - prize money
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.