آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cream

      kriːm kriːm

      گذشته‌ی ساده:

      creamed

      شکل سوم:

      creamed

      سوم‌شخص مفرد:

      creams

      وجه وصفی حال:

      creaming

      شکل جمع:

      creams

      معنی cream | جمله با cream

      noun verb - intransitive verb - transitive A2

      سرشیر، کرم، هر چیزی شبیه سرشیر، زبده، سرشیر بستن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      strawberries and cream

      توت‌فرنگی و خامه

      ice cream

      بستنی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      chocolate with cream filling

      شکلات خامه‌دار

      facial cream

      کرم صورت

      suntan cream

      کرم ضد آفتاب، کرم برنزه

      They were the cream of our generation.

      آنان سرآمد نسل ما بودند.

      Pari's hat was light cream.

      کلاه پری کرم روشن بود.

      Cream the potatoes and add vinegar.

      سیب‌زمینی‌ها را له کن و رویش سرکه بریز.

      This milk has been thoroughly creamed.

      خامه‌ی این شیر کاملاً گرفته شده است.

      We creamed their team six to one!

      شش به یک تیم آن‌ها را شکست جانانه‌ای دادیم!

      cream of tomato soup

      سوپ رب گوجه فرنگی

      cream of mushroom soup

      سوپ حریره‌ی قارچ

      noun

      رنگ کرم رنگ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cream

      1. noun lotion, oil
        Synonyms:
        oil lotion moisturizer cosmetic emulsion ointment paste liniment salve jelly demulcent essence unction unguent chrism cerate
      1. noun the best
        Synonyms:
        top favorite choice best pick prime prize elite finest flower crème de la crème skim fat
        Antonyms:
        worst

      Collocations

      cream of ...

      (خوراک پردازی) پوره، خمیر، لعاب، رب، حریره، سوپ حریره مانند

      Idioms

      cream always comes to the top

      سرشیر همیشه روی شیر جمع می‌شود/ آدم برجسته همیشه رو می‌آید

      cream of the crop

      گل سر سبد، بهترین، نخبه‌ترین، سرآمد، سرچین

      سوال‌های رایج cream

      گذشته‌ی ساده cream چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cream در زبان انگلیسی creamed است.

      شکل سوم cream چی میشه؟

      شکل سوم cream در زبان انگلیسی creamed است.

      شکل جمع cream چی میشه؟

      شکل جمع cream در زبان انگلیسی creams است.

      وجه وصفی حال cream چی میشه؟

      وجه وصفی حال cream در زبان انگلیسی creaming است.

      سوم‌شخص مفرد cream چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cream در زبان انگلیسی creams است.

      ارجاع به لغت cream

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cream» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cream

      لغات نزدیک cream

      • - creak
      • - creaky
      • - cream
      • - cream always comes to the top
      • - cream cheese
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.