آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ مهر ۱۴۰۵

      Unction

      ˈʌŋkʃn̩ ˈʌŋkʃn̩

      شکل جمع:

      unctions

      معنی unction | جمله با unction

      noun uncountable C2

      دین ‫تدهین

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The priest performed the unction on the sick man's forehead, offering prayers for his recovery.

      کشیش عمل تدهین را بر پیشانی مرد بیمار انجام داد و برای بهبودی او دعا کرد.

      The historical significance of royal unction ceremonies in medieval Europe provides insight into the interplay between religious authority and political power.

      اهمیت تاریخی مراسم تدهین سلطنتی در اروپای قرون‌وسطی، بینشی را در مورد تعامل بین اقتدار مذهبی و قدرت سیاسی ارائه می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The process of unction, particularly in ancient embalming techniques, involved precise application of preservative substances to the body.

      فرآیند تدهین، به‌ویژه در تکنیک‌های مومیایی کردن باستان، شامل کاربرد دقیق مواد نگهدارنده بر روی بدن بود.

      noun countable

      داروسازی ‫پماد‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The doctor prescribed a special unction for the rash on her arm.

      پزشک برای بثورات روی بازویش یک پماد مخصوص تجویز کرد.

      Researchers are exploring the potential of a new unction derived from marine organisms to combat antibiotic-resistant bacterial infections.

      محققان درحال بررسی پتانسیل یک پماد جدید مشتق‌شده از ارگانیسم‌های دریایی برای مبارزه با عفونت‌های باکتریایی مقاوم به آنتی‌بیوتیک هستند.

      noun uncountable formal C2

      چرب‌زبانی، گرمای بیان، صمیمیت (گاهی همراه با تظاهر)

      Despite the unction in his voice, I remained skeptical about his true intentions.

      باوجود گرمای بیان در صدایش، من نسبت به مقاصد واقعی او بدبین ماندم.

      The political candidate’s address, delivered with considerable unction, aimed to assuage public concerns regarding economic instability, yet many analysts questioned the authenticity of his reassurances.

      سخنرانی نامزد سیاسی که با چرب‌زبانی قابل توجهی ایراد شد، قصد داشت نگرانی‌های عمومی در مورد بی‌ثباتی اقتصادی را تسکین دهد؛ بااین‌حال بسیاری از تحلیلگران صداقت اظهارات اطمینان‌بخش او را زیر سوال بردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unction

      1. noun ointment
        Synonyms:
        balm salve oil liniment unguent oiliness oleaginousness unctuousness smarminess fulsomeness
      1. noun sacrament
        Synonyms:
        blessing anointing inunction laying-on-of-hands smarm fulnessomeness

      ارجاع به لغت unction

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unction

      لغات نزدیک unction

      • - uncrown
      • - uncrowned
      • - unction
      • - unctuous
      • - uncurl
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.