آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۳

      Oil

      ɔɪl ɔɪl

      گذشته‌ی ساده:

      oiled

      شکل سوم:

      oiled

      سوم‌شخص مفرد:

      oils

      وجه وصفی حال:

      oiling

      شکل جمع:

      oils

      معنی oil | جمله با oil

      noun uncountable B1

      روغن، چربی، روغن (گیاهی یا حیوانی یا کانی)، هر ماده‌ی روغن مانند، مرهم

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      vegetable oil

      روغن گیاهی

      olive oil

      روغن زیتون

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      sunflower oil

      روغن گل‌آفتابگردان

      corn oil

      روغن ذرت

      mineral oils

      روغن‌های معدنی

      salad oil

      روغن سالاد

      cod-liver oil

      روغن ماهی (جگر ماهی کاد)

      hair oil

      روغن موی سر

      bath oil

      روغن حمام

      sunburn oil

      روغن پاد آفتاب (آفتاب‌سوختگی)

      noun uncountable

      نفت، مواد نفتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      oil well

      چاه نفت

      to drill for oil

      چاه نفت کندن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Iran has rich deposits of oil and gas.

      ایران دارای منابع غنی نفت و گاز است.

      an oil refinery

      پالایشگاه نفت

      oil products

      فرآورده‌های نفتی

      an oil tanker

      (کشتی یا کامیون) نفت کش

      an oil heater

      بخاری روغن سوز (نفتی)

      noun

      رنگ روغنی، نقاشی با رنگ روغنی

      noun

      (عامیانه) چاپلوسی، چرب زبانی

      verb - transitive

      روغن زدن به، روغن کاری کردن، روغن ساختن

      This motor needs to be oiled.

      این موتور نیاز به روغن کاری دارد.

      The squeakiest wheel gets oiled first.

      (چرخی که بیشتر جیرجیر می‌کند اول روغن‌کاری می‌شود) تا سروصدا نکنی به فریادت نمی‌رسند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد oil

      1. verb lubricate
        Synonyms:
        grease lube coat slick smear anoint lard pomade
        Antonyms:
        dry

      Collocations

      oil rig

      سکوی نفتی، سکوی حفاری چاه نفت و استخراج

      Idioms

      oil and water don't mix

      آب و روغن با هم مخلوط نمی‌شوند، چیزهای نامتجانس را نمی‌توان تلفیق کرد

      oil the palm (or hand) of

      رشوه دادن، سبیل (کسی را) چرب کردن

      oil the wheels

      جریان کارها را روان و خوب کردن، عاقلانه عمل کردن

      pour oil on troubled waters

      با متانت مسائل را حل کردن، روی آتش آب ریختن

      آشتی دادن، (دشمنی یا اختلاف) حل و فصل کردن

      strike oil

      (امریکا) 1- نفت کشف کردن و استخراج کردن 2- ناگهان موفق یا پول‌دار شدن

      Idioms بیشتر

      burn the midnight oil

      تا پاسی از شب بیدار ماندن و کار کردن، دود چراغ خوردن، تا دیروقت بیدار ماندن و کار کردن

      سوال‌های رایج oil

      گذشته‌ی ساده oil چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده oil در زبان انگلیسی oiled است.

      شکل سوم oil چی میشه؟

      شکل سوم oil در زبان انگلیسی oiled است.

      شکل جمع oil چی میشه؟

      شکل جمع oil در زبان انگلیسی oils است.

      وجه وصفی حال oil چی میشه؟

      وجه وصفی حال oil در زبان انگلیسی oiling است.

      سوم‌شخص مفرد oil چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد oil در زبان انگلیسی oils است.

      ارجاع به لغت oil

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «oil» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/oil

      لغات نزدیک oil

      • - oho
      • - OHP
      • - oil
      • - oil and water don't mix
      • - oil beetle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.