با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lard

lɑːrd lɑːd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    larded
  • شکل سوم:

    larded
  • سوم شخص مفرد:

    lards
  • وجه وصفی حال:

    larding
  • noun verb - transitive
    چربی خوک، گوشت خوک، چربی زدن، آرایش دادن، چرب‌زبانی
    • - to lard a boned chicken
    • - پیه لای مرغ بی‌استخوان گذاشتن
    • - the larded words of the salesman
    • - حرف‌های چرب و نرم فروشنده
    • - an article that was larded with humor
    • - مقاله‌ای که مزاح آن را دلچسب کرده بود
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت lard

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lard

لغات نزدیک lard

پیشنهاد بهبود معانی