آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ دی ۱۴۰۴

    Worst

    wɜːrst wɜːst

    گذشته‌ی ساده:

    worsted

    شکل سوم:

    worsted

    سوم‌شخص مفرد:

    worsts

    وجه وصفی حال:

    worsting

    معنی worst | جمله با worst

    adjective A2

    بدترین

    صفت عالی لغت: bad

    the worst economic condition

    بدترین وضع اقتصادی

    He had the worst experience of his life at that hotel.

    او ناخوشایندترین تجربه زندگی‌اش را در آن هتل داشت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    It was the worst book I have ever read.

    این، بدترین کتابی بود که تابه‌حال خوانده‌ام.

    his worst sin

    بدترین گناه او

    noun singular B1

    بدترین چیز، بدترین شخص

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    We must prepare for the worst.

    ما باید خود را برای بدترین وضع آماده کنیم.

    This book is the worst.

    این کتاب از همه بدتر است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The worst is yet to come!

    هنوز باید منتظر بدتر از این‌ها بود، کجاشو دیدی!

    The storm is doing its worst.

    توفان دارد کولاک می‌کند.

    adverb B2

    به بدترین شکل، به شدیدترین شکل

    They suffered worst.

    آن‌ها به بدترین صورت رنج بردند.

    The coastal regions were worst affected by the hurricane.

    مناطق ساحلی، شدیداً تحت‌تأثیر طوفان قرار گرفتند.

    verb - transitive

    قدیمی شکست دادن، مغلوب کردن، پیروز شدن، غالب شدن، چیره شدن

    He never likes to be worsted in an argument.

    او هیچ‌وقت دوست ندارد در بحث شکست بخورد.

    The team was worsted by their rivals in the championship game.

    تیم در بازی قهرمانی توسط رقبایش مغلوب شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد worst

    1. adjective (superlative of `bad') most wanting in quality or value or condition
      Synonyms:
      poorest
      Antonyms:
      best rightest worthiest
    1. verb to win a victory over, as in battle or a competition
      Synonyms:
      beat triumph over overcome best defeat whip conquer master prevail against rout subdue pip subjugate surmount vanquish trim mop-up ace lick rack-up
    1. noun The most unfavorable thing, person, or situation
      Synonyms:
      calamity catastrophe ruin under the worst possible circumstances if worst comes to worst unluckily grievously fail miss be defeated be beaten get the better of one triumph very-much greatly so much one can taste it

    Collocations

    at worst

    در بدترین شرایط (یا وضع یا حالت)

    Idioms

    give someone the worst of it

    شکست دادن، در بدترین وضع قرار دادن

    if (the) worst comes to (the) worst

    اگر وضع به بدترین حالت برسد، در بدترین شرایط

    (in) the worst way

    (امریکا - عامیانه) خیلی، بسیار زیاد، یک عالمه، به بدترین وجه

    make the worst of

    بدبین بودن (درباره‌ی چیزی)، بدترین احتمالات را درنظر گرفتن

    سوال‌های رایج worst

    گذشته‌ی ساده worst چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده worst در زبان انگلیسی worsted است.

    شکل سوم worst چی میشه؟

    شکل سوم worst در زبان انگلیسی worsted است.

    وجه وصفی حال worst چی میشه؟

    وجه وصفی حال worst در زبان انگلیسی worsting است.

    سوم‌شخص مفرد worst چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد worst در زبان انگلیسی worsts است.

    ارجاع به لغت worst

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «worst» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/worst

    لغات نزدیک worst

    • - worshipless
    • - worshipper
    • - worst
    • - worst-case
    • - worsted
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.