بدترین حالت ممکن، بدترین سناریو، بدترین وضع
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She always plans for the worst-case scenario, keeping extra supplies in her car.
او همیشه برای بدترین حالت ممکن برنامهریزی میکند و لوازم اضافی در ماشینش نگه میدارد.
Effective disaster preparedness strategies are crucial, as they aim to mitigate the impact of a worst-case natural catastrophe on public infrastructure and human lives.
استراتژیهای آمادگی در برابر بلایا حیاتی هستند؛ زیرا هدف آنها کاهش تأثیر بدترین حالت ممکن یک فاجعهی طبیعی بر زیرساختهای عمومی و جان انسانها است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «worst-case» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/worst-case